برچسب روبرت کلاتسیدا

پارادایس 1394

دو طلبه جوان مي‌خواهند براي شركت در سميناري دانشگاهي پيرامون اديان به آلمان بروند. رئيس حوزه علميه آنها كه حاج آقا فراستي نام دارد، راه سفر را برآن‌ها مي‌بندد. طلبه‌هاي جوان با اغفال حاج آقا فراستي، ويزايي هم براي او مي‌گيرند و او را با خود به آلمان مي‌برند.