دختر 15 ساله از پسر همسایه بچه دار شد/ فرید نمی خواهد با زیبا ازدواج کند !
خانم دکتر به چشمانم نگاه کرد و با لبخند گفت: تو باردار هستی و تا چند ماه دیگر مادر می شوی. من که با شنیدن این حرف عرق شرم روی پیشانی ام نشسته بود سرم را پایین انداختم و نتوانستم جلوی گریه ام را بگیرم. در این لحظه مادرم نیز چند ثانیه مکث کرد و در حالی که گریه اش گرفته بود دستم را گرفت و با عجله از مطب بیرون آمدیم.
