برچسب رهبر قنبری

پرنده باز کوچک 1380

بهروز پسر بچه‌ای است که به دلیل زندانی بودن پدر، به همراه مادر، مادربزرگ و خواهرش زندگی فقیرانه‌ای را می‌گذراند. یکی از دوستان پدر، در مقابل پرداخت مقداری پول بهروز را به کار می‌گیرد. کار بهروز این است که در زیر چرخ دستی پرنده فروشی قادر پنهان شود و با تقلید صدای پرندگان مردم را فریب دهد. یک روز دختری هم سن و سال بهروز برای خرید می‌آید و متوجه بهروز می‌شود. دررفت و آمدهای دیگر دختر و بهروز به هم علاقمند می‌شوند، اما مادر متوجه سختی کار قادر می‌شود و دیگر اجازه کار به او نمی‌دهد. بهروز متوجه می‌شود که دختر از آذربایجان به ایران آمده بوده و حالا برگشته است. بهروز با تلاش بسیار از مرز می‌گذرد و دختر را در بستر بیماری می‌یابد. دختر با شنیدن صدای پرنده که توسط بهروز تقلید می‌شود بهبود می‌یابد.

برمودا 1396

یکی از مدیران سابق دولتی با استفاده از ارتباطات و زد و بند به ثروتی نجومی رسیده و امروز در حوادث و اتفاقاتی فانتزی با وجدان خود درگیر می‌شود.

پنجره 1392

پسر نوجوانی در یکی از روستاهای رودبار زندگی می کند که شغل خانوادگی آنها ریل چینی خط راه آهن است، او در زمان‌های بیکاری خود نقاشی می‌کشد. روزی که از مدرسه برمی‌گردد ناخودآگاه متوجه مغازه‌ای می‌شود که تابلوهای نقاشی نیمه کاره‌ای در آنجا وجود دارد. او به دنبال صاحب نقاشی‌ها می‌گردد تا اینکه متوجه می‌شود نقاشی‌ها متعلق به نوجوانی است که شهید شده است.

مثل یک پدر 1393

داستان «مثل یک پدر» در حال و هوای سال ۱۳۴۲ می گذرد و درباره شاگرد عکاسخانه ای است که بنابه شرایطی برای عکاسی از مردم وارد تظاهرات ۱۵ خرداد می شود و اما مسائلی برای او اتفاق می افتد که ماجرای این تله فیلم را می سازد.

داشتن و نداشتن 1388

جوان طلبه‌ای که بعد از فوت پدر بیشتر به فکر تامین امرار معاش خانواده است، در شهری که تحصیل می‌کند، مشغول به کار می‌شود. در همین زمان اتفاقاتی برای او رخ می‌دهد که ..

از میان سایه ها 1391

" از میان سایه ها" داستان زنی به‌ نام مهگل است که با گذشته‌ای سراسر بیم و امید، به زندگی امروز و همسرش کیوان علاقمند است، اما فراز و نشیب‌هایی که در بطن روزمرگی‌ها و زندگی معمولی مهگل پنهان است سبب شده تا علیرغم تلاش‌های کیوان، راه و نشانی خوشبختی را فراموش کند‌.

رسم رفاقت 1393

داستان این فیلم درباره‌ی فرید و پویا، دو نوجوان تکواندو کار است که دوستی خوبی با یکدیگر دارند، اما توجه ویژه پدر پویا به سعید ماجراهای دیگری را برای این دو دوست رقم می‌زند.