بخارست 1401
جلیل میخواهد شاخ اینستاگرام شود. او حین ضبط یک دوربین مخفی در سونای بخار استخر بخارست...
جلیل میخواهد شاخ اینستاگرام شود. او حین ضبط یک دوربین مخفی در سونای بخار استخر بخارست...
داستان مردی تقریبا پنجاه ساله به نام وحید را روایت میکند که کارگاه ساخت ابزار تعزیه و عزاداری مثل علم، کتل، چلچراغ و طبل دارد. او این شغل را از پدرش به ارث برده و سالهاست در این زمینه فعالیت میکند، اما درست زمانی که باید وسایل عزاداری یکی از هیاتهای مذهبی را آماده کند با مشکلی روبه رو میشود که حل آن ساده نیست.
شايان وکيلمدافعي که در اکثر پروندههاي قضايي پيروز است، در آخرين پروندهاش سعي دارد موضوع را پيچيدهتر کرده تا منافع بيشتري به دست آورد اما با ورود رؤيا که به عقد موقت شايان درآمده، اتفاقاتي در زندگي خصوصياش ميافتد که او را دچار دوگانگي کرده و اعتبار کار و زندگياش در مرز فروپاشي قرار ميگيرد.