آشویتس زنان (نمایش) 1398
آشویتس زنان روایتی براساس واقعهای تاریخی در جریان جنگ جهانی دوم و اردوگاههای کار اجباری در لهستان است
آشویتس زنان روایتی براساس واقعهای تاریخی در جریان جنگ جهانی دوم و اردوگاههای کار اجباری در لهستان است
«مامان» که با وجود جدایی از شوهرش برای خواهر و برادرهای او هنوز همان «نانسی» دختر آبادانیِ با کلاس و دوستداشتنی است، برای پسرهایش یک پیرزن بداخلاق و غرغرو است که با تاکسی خود مسافر جابهجا میکند و در ظاهر بزرگترین مانع خوشبختی آنها در زندگی است.
آرمین (ساعد سهیلی) جوانی ۲۵ ساله و دانشجوی تیزهوش کامپیوتر؛ توان برقراری ارتباط با آدمها را ندارد و بیشتر وقت خود را با سایت کتابخوانیاش که خودش ساخته میگذراند. پدرش (مجید مظفری) مبتلا به بیماری ام اس شده و از مادرش (پریوش نظریه) جدا شدهاست. او در وبگاه کتابخوانی با ژاله (ماهور الوند) دختری که فهرست کتابهای مورد علاقهاش بسیار شبیه به آرمین است، آشنا و علاقهمند میشود. ژاله او را که مشکل مالی دارد، برای کار به شرکتی که خودش در آنجا به عنوان گرافیست کار میکند، معرفی میکند. آرمین در شرکت با بهمن (حسین یاری) رئیس شعبه، آناهیتا (لیلا حاتمی) نامزد بهمن، هاله (آزاده صمدی) منشی شرکت، نادر (حمیدرضا آذرنگ) از اعضای هیئت مدیرهٔ شرکت مادر، و مروارید (ویشکا آسایش) همسر نادر و یکی از اعضای هیئت مدیره شرکت مادر آشنا میشود. آرمین در این شرکت به عنوان مسئول امنیت شبکه استخدام میشود و این شروع ماجراهای زندگی تازه او است.
ناصر پارسا که در زندگیاش، چیزی برای از دست دادن ندارد؛ پس از 30 سال به کشور باز میگردد. او از دختر دوست قدیمیاش کیوان، میخواهد تا وکالت پرونده قتلی را بر عهده بگیرد که سالها پیش، ناصر را به خاطر آن متهم ساختهاند...
فیلم «بیخداحافظی» گزارشی است از زندگی و اوضاع و احوال یک هنرمند، از روزیکه شروع به تلاش و فعالیت میکند و از یکی از جنوبیترین شهرهای ایران، بندرعباس به تهران میآید. این شخصیت میخواهد خواننده شود و مسیر سختی را پشتسر میگذارد تا به اوج برسد و در اوج به دلایلی تصمیم به یک انزوای خودخواسته میگیرد. او دچار یک سرخوردگی میشود که این سرخوردگی درنهایت او را به کما میبرد. در این میان یک خبرنگار کنجکاوی میکند و به دنبال داستان زندگی این فرد میرود. او با افراد مختلفی که در طول این مدت با او در تماس بودهاند آشنا میشود و بیننده براساس اطلاعاتی که این افراد میدهند قطعات پازل زندگی او را کنار هم میچیند.
داستان زندگي حاج احمد عباچي (عبدي) را روايت مي کند که پول پيش خانه اش را در عروسي خواهرزاده اش شاباش مي دهد و...
صحرا مشرقی (الناز شاکردوست) پرستار بیمارستان روانی، مجرد و در آستانه میانسالی ست. داستان فیلم از جایی آغاز میشود که زن جوانی بنام نسیم (پردیس احمدیه) که ظاهراً مشکل روانی پیدا کرده را شوهرش مسعود (نوید محمدزاده) به تیمارستان جهت بستری میآورد، صحرا در همان ابتدا پی به مرموز بودن مسئله میبرد و اوضاع را تماماً غیرعادی میبیند او با مشاهده رفتارهای این زن به حقایقی عجیب از زندگی او دست میابد و ناخواسته درگیر زندگی آنها میشود و تصمیم میگیرد به او کمک کند اما…