به وقت شام 1396
حسن و علی، پدر و پسر خلبانی هستند که مأموریت ویژه آنها به پرواز درآوردن یک هواپیمای ایلوشین در تَدمُر به سمت دمشق است. آنها باید مردم تحت ظلم داعش را به وسیله این پرواز نجات دهند اما در این راه مشکلات زیادی در انتظار آنها است....
حسن و علی، پدر و پسر خلبانی هستند که مأموریت ویژه آنها به پرواز درآوردن یک هواپیمای ایلوشین در تَدمُر به سمت دمشق است. آنها باید مردم تحت ظلم داعش را به وسیله این پرواز نجات دهند اما در این راه مشکلات زیادی در انتظار آنها است....
بابک (سعید آقاخانی) و همسرش مهتاب (لیلا زارع) که زندگی خوبی دارند و در انتظار تولد فرزند سومشان هستند ناخواسته درگیر ماجرای عشق و تردید یک زوج میشوند. بابک که یک لولهکش است برای انجام کارش به خانهای میرود که به طرز عجیبی خالی است و ناگهان دختر خانواده از راه میرسد و کمی بعد نامزد شکاک او. الی (روشنک گرامی) به نامزدش سامان (بابک انصاری) دروغ میگوید و ادعا میکند تازه از خواب بیدار شده است. بابک با دیدن درگیری میان زوج سریعاً وسایلش را جمع میکند تا محل را ترک کند اما با اصرار سامان روبرو میشود که حقیقت را بگوید. دراینبین درگیری اتفاق میافتد و بابک ناخواسته با آچاری که در دست دارد به سر سامان میکوبد و سامان در اثر این حادثه بینایی یکچشمش را از دست میدهد.
یکی از دختران شیطان (جکی شروف) که نامش لوبینی (ایشا گوپتا) است، تصمیم به ادامه راه پدرش و مقابله با خدا و دشمنی با انسان را ندارد و توبه میکند. خدا برای پذیرش توبه اش شرطی میگذارد، شرط او این است که به یکی از انسانهای بسیار پاک دنیا سجده کند. او برای انجام این کار به کمک احتیاج دارد، بنابرین به سراغ فردی به نام فرهاد (حمید فرخنژاد) میرود و درخواست کمک از او را میکند تا دنبال انسانی پاک بگردند.
درخونگاه راوی داستان رضا میثاق (با بازی امین حیایی) است که 8 سال به ژاپن رفته و در تمام این سالها به امید جمعآوری پولهایی که به ایران میفرستاده، زندگی کرده است تا وقتی برمیگردد زندگی خوبی داشته باشد غافل از اینکه خانوادهاش پولهای او را به باد داده اند.
اين فيلم داستان گروهي از کشاورزان روستايي را روايت ميکند که شرکت سهامي آب، هنگام تخليه سد آب شور به اشتباه آب را روانه زمينهاي کشاورزي آنها ميکند و باعث خرابي تمامي محصولات آنها ميگردد. آنها پس از آن که از طريق مسئولين سد، دهيار، بخشدار و امام جمعه موفق به حل مشکلشان نميشوند، تصميم ميگيرند که نزد رئيسجمهور بروند و مشکلشان را با او در ميان بگذارند. اين گروه با تراکتور از روستاي خود به سمت تهران عازم ميشوند و طولي نميکشد که خبر سفر آنها در تمام رسانهها پخش ميشود و اين موضوع باعث ايجاد محبوبيت و مشکلاتي براي آنها ميگردد.