برچسب رعنا آزادی ور

طهران تهران 1387

در اپیزود اول، خانه ی قدیمی یک خانواده ی فقیر، روی سرشان خراب می شود. آنها که حالا نمی دانند کجا باید بمانند و روزهای عید را چگونه بگذرانند، تصمیم می گیرند با تور، دور تهران را بگردند. آشنایی آنها با آدم هایی گرم و صمیمی در طی این گردش، باعث می شود با شهری که در آن زندگی می کنند بیشتر آشنا شوند. در اپیزود دوم، کنسرت راک عده ای از جوانان لغو می شود و ما با مشکلات تک تک آنها از نزدیک آشنا می شویم.

هوو 1384

عطا مرد ميان سال و خوش گذران، همه امور اداري و مالي كارش را به همسرش سپيده واگذار كرده است. در جريان يك اختلاف ميان سپيده با محمدرضا (دوست قديمي عطا) كه به خير مي گذرد، محمدرضا نقشه عجيبي مي كشد. او با دعوت از خواهرزاده اش مريم، او را سر راه عطا قرار مي دهد. ميان اين دو كه از گذشته همديگر را مي شناختند، علاقه اي به وجود مي آيد و اين علاقه تا ازدواج پيش مي رود. مريم در باغ پرتقال شمال ساكن مي شود و عطا دور از چشم زنش، به او سر مي زند. پسر كوچك عطا روزها پيش رعنا در باغ پرورش گل نگهداري مي شود و او با شيرين زباني هايش، دختر را سرگرم مي كند. علاقه زياد مريم به عطا و روشن شدن اين كه عطا در برابر سپيده قدرتي ندارد، محمدرضا را متوجه اشتباهش مي كند. محمدرضا يك سي دي را كه حاوي تصاويري از عطا و مريم در باغ پرتقال است به طور غيرمستقيم در اختيار خانواده او مي گذارد و اطلاع سپيده از اين واقعيت، باعث بيماري و دل زدگي اش از عطا مي شود. عطا كه راه برگشتي برايش وجود ندارد مي رود سراغ مريم و آنجا از صحبت هاي محمدرضا و برادر ناتني مريم، مي فهمد كه ماجرا از چه قرار بوده و سپس برمي گردد پيش پسرش و در همان باغ پرورش گل ساكن مي شود و اين بار رعنا را همسر ايده آل خود مي داند. خانم جان، رضا و علي با دانستن اينكه سپيده شهرك را مي خواهد و باغ پرتقال به مريم تعلق گرفته، دنبال سهم خود هستند.

مارمولک 1382

رضا مثقالي معروف به رضا مارمولك دزد سابقه داري است كه بارها دستگير و زنداني شده، اما در آخرين دستگيري، اتهام او سرقت مسلحانه است. رضا را به زنداني تحويل مي دهند كه رئيس آن (آقاي مجاور) مردي بسيار سختگير و انعطاف‌ناپذير است. او عقيده دارد بايد آنقدر نسبت به مجرمان ـ با روش هايي خاص ـ سخت گيري كند كه حتي فكر اعمال خلاف به مغزشان نرسد. و معتقد است زندانيان را به زور هم كه شده بايد وادار به درستكاري كرد تا به بهشت بروند. رضا در حادثه اي مجروح مي شود و به بيمارستان خارج از زندان منتقل مي شود. در آنجا لباس يك روحاني بيمار را مي ربايد و در لباس روحانيت موفق به فرار از زندان مي شود. او با مصونيتي كه در لباس تازه پيدا كرده به يك شهرك مرزي مي رود تا از طريق و با گذرنامه جعلي از كشور خارج شود اما به دلايلي با يك روحاني ديگر اشتباه گرفته مي شود و امامت جماعت محلي را برعهده اش مي گذارند. او با شيوه هاي خودش مردم را موعظه و راهنمايي مي كند و چندين بار اعمال خلافكارانه اش به سوءتغيير نيكوكاري قلمداد مي شود. به هر حال در روستا مريدهاي زيادي پيدا مي كند و خود او نيز كم كم تحت تأثير لباس و موقعيت جديد به اعمال مثبتي روي مي آورد تا اينكه آقاي مجاور رئيس زندان كه همه جا به دنبال او مي گردد، به سراغش مي آيند اما او هم ديگر مايل نيست رضا را با دستبند دستگير كند.

خانه دختر 1393

این فیلم داستان دختری به نام سمیرا است که قصد دارد با منصور ازدواج کند، در روز پیش از عروسی مادر منصور سمیرا را برای معاینه نزد دکتر زنان می‌برد اما سمیرا که از این موضوع شوکه شده‌است از این کار ممانعت کرده و در خیابان اقدام خودکشی می‌کند، پس از اطلاع مرگ وی به دو همکلاسی‌اش آن‌ها به دنبال دلیل مرگ دوست خود می‌روند اما دلیل خودکشی از طرف پدر سمیرا مخفی می‌شود.

مرداد 1395

فیلم در مورد زوج جوان پرستاری است که بعد از سالها زندگی می خواهند صاحب فرزند شوند اما به دلیل سابقه سقط جنین فعلا امکان آن فراهم نیست، این زوج با مشقت بسیار در حال فراهم کردن هزینه درمان ناباروری و سفر به لندن هستند ولی ...

در وجه حامل 1396

ایرج، همسر مهری، بعد از حادثه‌ای که برایش پیش می‌آید، فلج می‌شود و حتی قدرت تکلمش را هم از دست می‌دهد. مهری مسئولیت رفع و رجوع کارهایش را برعهده می‌گیرد اما وقتی می‌فهمد همسرش پول هنگفتی بدهکار است و او از این موضوع خبر نداشته، دچار مشکلی ظاهراً حل‌ناشدنی می‌شود. او حالا باید به شکلی پول را جور کند …

محمد رسول الله(ص) 1393

داستان از سال 10بعثت محمد و زماني که مسلمانان در تحريم اقتصادي هستند شروع مي‌شود. ابوسفيان با بازي داريوش فرهنگ از ابوطالب که پير است مي‌خواهد که به محمد بگويد که خدا را در دلش نگه دارد. ابوطالب به اتاق نبي اسلام مي‌رود و پيامبر در حال نماز خواندن است و بعد از سوره توحيد سوره فيل را مي‌خواند و سپس در يک فلش‌بک که اکثر فيلم را شامل شده به سال عام الفيل و تولد پيامبر و دوران کودکي وي از زبان خود ابوطالب به عنوان راوي فيلم مي‌رود. در سال عام الفيل، ابرهه يکي از سرداران لشکر حبشه به دستور پادشاه اين سرزمين به مکه لشکرکشي مي‌کند تا کعبه را از بين ببرد. ابرهه به وسيله چندين هزار نفر با فيل، اسب و تجهيزات جنگي فراوان به سوي شهر مکه مي‌آيند ولي در نزديکي مکه که حريم مکه به شمار مي‌رود، فيل‌ها به جلو پيش نمي‌روند و تعداد بسيار زيادي پرنده به نام ابابيل در حالي که سنگ‌هايي در ميان نوک خود دارند، بر سر ارتش ابرهه فرو مي‌ريزند و همه را از بين مي‌برند. پس از پايان فلش‌بک، داستان دو مرتبه به سال ده بعثت و اوضاع بد مسلمانان تحريم شده ساکن در بيرون مکه برمي‌گردد و در ادامه روايت نمايان شدن قرارداد تحريم‌ها عليه مسلمانان خورده شده توسط موريانه‌ها به تصوير کشيده مي‌شود. فيلم محمد از محاصره مسلمانان در شعب ابي‌طالب آغاز مي‌شود و به پيش از ميلاد پيامبر اسلام بازمي‌گردد. صحنه‌هاي درگذشت مادر محمد در روستاي ابواء و صحنه‌هاي مربوط به دوران شيرخوارگي و خردسالي پيامبر در روستاي سعديه هم از ديگر بخش‌هاي فيلم است. فيلم محمد با اولين سفر پيامبر به شام و رسيدن به صومعه بحيرا به پايان مي‌رسد. «بحيرا» راهبي مسيحي است که درباره ظهور آخرين پيامبر به ابوطالب بشارت مي‌دهد

داره صبح میشه 1393

گلی و سامان، یک شب قبل از جشن ازدواجشان، میهمانی دوستانه‌ای برگزار می‌کنند، اواخر میهمانی در جمعی صمیمی‌تر بازی را شروع می‌کنند که این بازی و شوخی، گلی و سامان را درگیر موضوعی می‌کند و همین بهانه‌ای می‌شود برای ورود به قصه خانواده‌هایی دیگر در همان شب.