برچسب رضا یزدانی

مرز خوشبختی 1396

داستان این سریال دربارهٔ جوانی شهرستانی به نام امیر (امیرحسین آرمان) است که برای تحصیل به تهران می‌آید و جزو نخبگان علمی می‌شود، او به خواهر دوستش که در یک طلا فروشی کار می‌کند علاقه دارد، اما پدر دختر راضی به این وصلت نیست. از سویی دیگر امیر مجبور می‌شود در سرقت از طلا فروشی با دوستش حمید (پوریا پورسرخ) همکاری کند. امیر برای جلوگیری از فروش طلاها توسط حمید، مخفیانه به همراه طلاها از تهران می‌رود اما ساک حاوی طلاها در شهر محلات با ساک یک روحانی (مهدی سلوکی) عوض می‌شود و…

رنج پنهان 1396

این سریال قصه جوانی به نام یوسف در دهه پنجاه را روایت میکند که به دلایلی دچار درگیری های مسلحانه میشود که در ادامه به توضیح آن خواهیم پرداخت. در سال ۱۳۵۳ در دانشگاه مرگ جوانی رخ می دهد و همین موضوع باعث شورش برادر و دوستانش می شود. بحرانهای آن سال و فضای سنگین این دوره به همراه شور جوانی، یوسف را وارد بازی پیچیده و سهمگینی می کند که خشونت و اسلحه تنها راهکار عملی او می باشد. در ادامه سریال کار به جایی میرسد که او باید مخفیانه در شهر تهران زندگی کند و این گونه روزگار را بگذراند.

پدر پسری 1399

این مجموعه تلویزیونی روایتی است از داستان زندگی حامد (با بازی محمدجواد جعفرپور)، دانشجوی پرتلاشی که متوجه می‌شود تنها یک ماه برای تحویل پایان‌نامه خود فرصت دارد و این ماجرا او را درگیر اتفاقات شیرین و طنز گونه‌ای می‌کند.

دانلود آهنگ رضا یزدانی جاده

متن آهنگ جاده از رضا یزدانی

تو یک بار رفتی و من
صد دفعه با یاد تو
این جاده رو اومدم
هنوزم هوای دلم شرجیه
از اون شب که با تو به دریا زدم
به این فکر نکردم نباشیو من
تحمل کنم زندگیمو یه روز
اگه بی تو باشم منو میکشه
تو رفتی و دریا نرفتم هنوز
♪♪♪
با عشق تو دیوونگی می‌کنم
با فکرت دارم زندگی می‌کنم
با آهنگی که دوست داشتی
مدام تو این جاده رانندگی می‌کنم
♪♪♪
میگفتی کنارم می مونی ولی
خودت نیستی و غمت با منه
بدون تو هر جا سفر می‌کنم
تهش تنها با بغض برگشتنه
حالا دوریو زندگیم بعد تو
همونقدر غمگین که می دونیه
نمی دونم این اشکا واسه منه
یا بازم شماله که بارونیه
♪♪♪
با عشق تو دیوونگی می‌کنم
با فکرت دارم زندگی می‌کنم
با آهنگی که دوست داشتی
مدام تو این جاده رانندگی می‌کنم

میدان سرخ 1400

میدان سرخ داستان زنی تنهاست به نام شیدا که ناخواسته وارد بازی وحشتناکی می‌شود که توسط همسر او و یک تروریست خارجی شکل گرفته است. او برای نجات جان دخترش در معرض انتخاب میان عشق، انتقام و قدرت قرار می‌گیرد و با سه قاچاقچی مطرح . قدرتمند به نام های پاپ ، تورج مبین وعبد مکین مدتی همراه می‌شود ....

دختران حوا 1391

زنی به نام ثریا (گوهر خیراندیش) که در جوانی پرستار زایشگاه بوده، بر اثر اتفاقی که در زندگی او می‌افتد (توسط رئیس بیمارستان محل خدمت او از بیمارستان اخراج می‌شود)، تصمیم به انتقام می‌گیرد. او اسامی سه نوزاد (که روی دستهای آن‌ها برچسب زده شده) را هنگام تولد در بیمارستان، عوض می‌کند.(که یکی از آن‌ها دختر رئیس بیمارستان بوده) اما سال‌ها بعد پشیمان شده و در حالی که در زندان، روزهای پایانی زندگی را می گذراند، از یک مدد کار اجتماعی به نام شیوا (یکتا ناصر) که خود نیز-به اتهام قتل همسرش دانیال -، با او هم بند بوده و حالا آزاد شده، می‌خواهد که آن سه دختر را پیدا کند و نزد او بیاورد. آن سه دختر نیز که خود از طبقات مختلف جامعه می‌باشند و حالا بزرگ شده‌اند، به زندگی خود مشغول هستند، نیکی دختر رئیس بیمارستان که خود دختری به نام نیلو دارد و بعد از فهمیدن عوض شدن نوزادان میترسد همسرش او را رها کند، گیلدا دختری که عقده پولدار شدن دارد و وقتی متوجه راز جابه جایی نوزادان می‌شود آرزو می‌کند کاش دختر رئیس بیمارستان باشد او که با پسرخاله و مادر خود زندگی می‌کند بیشتر از دو دختر دیگر خواهان مشخص شدن واقعیت است و مژگان کارمند بانک که همراه خانواده خود روزگار را سپری می‌کند و زندگی خود را خیلی دوست دارد. این سه دختر با یکدیگر دوست شده و در تلاش برای یافتن حقیقت هستند و شیوا نیز به آن‌ها کمک می‌کند. از طرفی شیوا همسایه‌ای مخوف دارد که در آخر داستان به اتهام قتل دستگیر می‌شود.

زن زندگی مرد زندگی 1400

ترانه و ارسلان زوج اصلی داستان، بعد از گذشت چند سال از زندگی مشترکشان، با وجود تفاوت فرهنگی و برخی مشکلات اما عاشقانه و آرام در کنار هم زندگی می کنند و با گفتگو با یکدیگر مشکلات پیش آمده برای آنها شیرین و خاطره انگیز می‌شود.

روند داستان در هر قسمت با ورود به یکی از خانواده‌ها آغاز و در نهایت با مرور خاطرات، خندیدن و گذشتن از آنها در بالکن خانه (که به آن آشیانه می گویند) و محل امنی برای گفتگوی آنهاست به اتمام می‌رسد.

از یادها رفته 1398

داستان این سریال در سال ۱۳۱۹ می‌گذرد و دربارهٔ زندگی دختری به نام مهربانو است که در فرانسه درس خوانده و پس از بازگشت به ایران به دلیل ناآشنایی از وضعیت کشور و آداب رسوم آن دچار بحران شدیدی می‌شود. همچنین قرار است به موضوعاتی تاریخی مثل کشف حجاب و کشت و تولید تریاک در این سریال پرداخته شود.

شخصیت اصلی قصه، مهربانو است که هلیا امامی آن را بازی می‌کند و ماجرای اصلی دربارهٔ عشقی است که بین او و خسرو با بازی حسین یاری و همچنین مهراد با بازی رضا یزدانی وجود دارد.