سوزن آب 1396
تو هر جای مرگی که باشین تا موقعی که میتونین بخوابین… آزادین… فقط… فقط خودتونو به خواب نزنین.
تو هر جای مرگی که باشین تا موقعی که میتونین بخوابین… آزادین… فقط… فقط خودتونو به خواب نزنین.
نجم الدین برروی زمینی که ارث پدری اش بوده ساختمان چهارطبقه ای ساخته که به دلیل مشکلات مالی دوطبقه آنرا پیش فروش کردهاست. خانوادههایی که دو واحد آنرا خریدهاند نیز به دلیل مشکلات مالی به تعهداتشان عمل نکرده ونجم الدین ازتحویل آپارتمانها به آنها خودداری میکند او مهلتی را برای خریداران تعیین واعلام میکند درصورتی که بدهی خود را پرداخت نکنند آپارتمانها را میفروشد ساجدی و ملکزاده (خریداران) که درشرایط خاصی قرارگرفته اند، دست به ابتکار زده و نجم الدین را غافلگیرمی کنند و.. …
کیانوش استقرارزاده سردبیر یک روزنامهٔ دههٔ ۱۳۱۰ است. او با نوشتن مقالهای انتقادی به تبعید در نقاط دوردست ایران محکوم میشود. در بین راه در اتفاقاتی توسط یک مار (نشیمنگز) گزیده میشود. شیرفرهاد، پسر خان پایینبرره یعنی سالارخان، او را به برره میآورد.
این سریال داستان زوج میانسالی به نام منصور جمالی (حمید لولایی) و شکوه (مریم امیرجلالی) است که با دو دختر و دامادشان در مجتمعی آپارتمانی زندگی میکنند. از قسمت ۲۲ (دقیقه ۳۸) با ورود شنبه (سیدجواد رضویان) (کارگر به ظاهر افغانی) و ماندگار شدن او در چهارخانه داستان روند جذابتری را به خود میگیرد٫ طوری که مشخص میشود که حامد (رضا شفیعیجم) داماد بزرگ خانواده نیز هم ولایتی شنبه بوده و نام واقعی او چهارشنبه است، و توانسته با به قول خود «نیرنگ» خانوادۀ جمالی را گولزده و با دختر بزرگتر آنها ازدواج کند تا صاحب یکی از چهار واحد آپارتمانی که داستان در آن روایت میشود گردد. پس از این در هر قسمت اتفاق تازهای رخ میدهد که ماجرای همان قسمت از برنامه به صورت طنز و کمدی بیان میشود.
داستان دربارهٔ خانوادهای است که از نظر مالی وضع مناسبی ندارند. در همین هنگام یکی از آنها به نام «بیژن جمالی» (با بازی مهران مدیری) خبردار میشود که در قرعهکشی بانک، برنده یک اتومبیل بسیار گرانقیمت شدهاست. او از شنیدن این خبر خوشحال میشود و برای گرفتن جایزه به بانک مراجعه میکند اما متصدی بانک به او میگوید این اتومبیل را بهطور مشترک با فردی دیگر در اراک به نام «کامبیز باقی» (با بازی رضا شفیعیجم و برگرفته از شخصیت صفا در سریال کوچه اقاقیا در قسمتهای پایانی سریال مذکور) برنده شدهاست. از این زمان به بعد است که ماجراها و مشکلاتی آغاز میشود و همه سعی دارند سهم بیشتری از فروش ماشین ببرند که باعث ایجاد وقایع کمدی میشود.
ماه پیشونی همراه با یکی از نوادگان ارژنگ دیو در فضای فانتزی و شاد همسفر میشود . سفری در دنیای امروز ؛ برای کودک درون همه افراد خانواده .
رویارویی دو نسل میتواند حادثه بیافریند؛ در "پدران" حادثهای دو نسل را رو در روی یکدیگر قرار میدهد.
موجودات فضایی با تصور اینکه ساکنان زمین تهدیدی برای موجودات جهان هستند گروهی را روانه این سیاره میکنند تا با زمینیها، رفتار و فرهنگ آنها بیشتر آشنا شوند و به این ترتیب در مورد نابود کردن آنها در صورت لزوم تصمیم بگیرند. این گروه چهار نفره در هیبت انسانی در قالب یک زوج (به نامهای بهرام و ناهید)، یک دختر جوان (ستاره) و یک پسر جوان (شهاب که در واقع رباتی انسان نما و قدیمیست) به زمین فرستاده میشوند. آنها در خانه دو برادر به نامهای فرخ افروخته (حمید لولایی) و فرید افروخته (رامبد جوان) به عنوان مستأجر ساکن میشوند و تظاهر میکنند که از سوئد آمدهاند. فرید یک نویسنده است و مشکلات بسیار فراوانی دارد. او در ادامه متوجه میشود که آنها فضایی هستند. در هر قسمت این سریال در مورد یکی از عادات بد انسانها بحث میشود و در پایان آن داستان، بهرام (حسن معجونی) گزارش خود را به کنفدراسیون راه شیری میفرستد.