برچسب رضا نیلی

خدا جیرجیرک ها را دوست دارد 1390

حسن پسربچه بازیگوش و شیطانی است که تمام اهل محل و همکلاسی‌ها از دستش عاصی هستند. او بنا به اتفاقی به مسجد می‌رود و سعی می‌کند مکبر مسجد محل باشد او با تلاش بسیار خود را برای اینکار آماده می‌کند و در رقابت با سایر دوستانش قرار می‌گیرد و در این راه موقعیت‌های طنز فراوانی رخ می‌دهد…

ما خونه نیستیم 1388

خانواده نوروز عبدی نزدیک ایام عید برحسب یک کلاهبرداری دچار مشکل بی پولی می شوند و در پی راه فراری برای عدم پذیرایی از فامیل در ایام عید هستند....

آخرین دعوت 1387

آخرین دعوت، سریالی درام، خانوادگی و ماجراجویی است که زندگی یک استاد دانشگاه به نام یوسف زمانی‌فر را روایت می‌کند. او نماینده سابق مجلس بوده و طی سفری کاری برای پیدا کردن اسنادی عازم زادگاهش در غرب کشور می‌شود اما در حادثه‌ای دچار سانحه شده و در جریان سریال آخرین دعوت بعد از به هوش آمدن در بیابان متوجه می‌شود به سال 60 هجری برگشته و سر از کوفه درآورده است و واقعه عاشورا نیز در شرف وقوع می‌باشد تا این که اتفاقاتی خارج از تصور رخ می‌دهد؛ این اتفاقات درونمایه اصلی سریال را تشکیل می‌دهد.

عاریه 1393

عطا در یک پیک موتوری مشغول به کار است و مدتیست که ناخواسته مستاجر پدر زنش شده و از طرفی قربانی مراسم بازگشت پدر زنش از مکه هم به عهده او گذاشته شده است. در راه تهیه قربانی اتفاقات جالب و پیش بینی نشده ای برایش رخ می دهد که…

شغل شریف 1389

ارسلان در کار پایان نامه و ترجمه به همکلاسی اش شیوا که به او علاقمند شده کمک می کند و پس از اینکه شیوا فارغ التحصیل می شود به او حرف دلش را می گوید ولی شیوا می گوید که قصد دارد به خارج از کشور برود تا با پسری که از دو سال پیش با وی در ارتباط است ازدواج کند از طرفی ارسلان باید به وصیت پدر مرحومش شغل مدیریتی داشته باشد ولی هیچ کجا به او کار خوبی پیشنهاد نمی شود تا اینکه او به سفارش یکی از دوستانش در غسالخانه کار پیدا می کند مادرش ابتدا مخالفت می کند ولی بعد که او را مستاصل می بیند قبول می کند . آنها بارها به خواستگاری می روند ولی کسی به ارسلان که در غسالخانه کار می کند دختر نمی دهد تا اینکه مادرش ....

خانه ماهرخ (پارالاکس) 1399

ماهرخ که مشغول بازی در اولین فیلمش است، وارد خانه می‌شود و توسط همسرش کیوان و دوستان مشترکشان، به مناسبت تولدش غافلگیر می‌شود. کیوان همین که شمع روی کیک تولد او را با فندک روشن می کند، صورت ماهرخ آتش می‌گیرد. در این فاصله کیوان به اتهام به آتش کشیدن ماهرخ، دادگاهی می‌شود و به مرور پرده از حقایق برداشته می شود.

خائن کشی 1399

داستان فیلم در مورد گروهی است که می‌خواهند ازبانک ملی دزدی کنند. مهدی، شاهرخ، گیو، اطلس و دیگرانی دزدان ظاهری بانک هستند. اما این پول را برای قرضه ملی دکتر مصدق می خواهند. دکتر مصدق بر سر این مسئله اصرار می‌ورزد که نفت ایران باید ملی شود. از سویی سرکرده‌ی این گروه دلباخته زنی است اما در درگیری‌هایی که در جلوی بانک با پلیس بالا میگیرد او تیر میخورد و باقی فرار می‌کنند و … در این فیلم قسمتی از زندگی مهدی بلیغ سارق و کلاهبردار ایرانی به تصویر کشیده می‌شود و همچنین گذری هم به ماجرای ملی شدن نفت و ماجراهای آن می‌زند.