آویختگی (جیغ بنفش مورچه ها) 1399
فیلم آویختگی، داستان زندگی ترانهسرایی به نام امیر، معتاد به مواد توهمزا و یلدا، بازیگر تئاتر، است.
فیلم آویختگی، داستان زندگی ترانهسرایی به نام امیر، معتاد به مواد توهمزا و یلدا، بازیگر تئاتر، است.
موضوع این فیلم داستانی تخیلی است از پسر جوانی در دوران گذشته به نام شهریار که عاشق دختر ناخدای مشهوری بوده است. زمانی که ناخدا در یک سفر تجاری به چین، دستگیر شده و به زندان افتاده است. شهریار تصمیم می گیرد به چین رفته و ناخدا را آزاد کند و به این طریق موفق شود با دختر ناخدا ازدواج کند. شهریار راهی این سفر شده و پس از طی مشکلات و سختی های فراوان، موفق می شود با امپراطور دیدار کرده و بیگناهی ناخدا را ثابت کند.
این اثر نمایشی، داستان فردی به نام حشمت ميرزا که مردی صاحب مكنت بوده و مورد غضب رضاشاه قرار گرفته و به مشهد تبعيد شده را به تصویر میکشد. او میخواهد به هر طريقی، پُست و مقام خويش را دوباره به دست آورد و به همين دليل مجدداً تجديد فراش میكند تا با همسر جديدش وارد محافل تجدد گرايان شود اما او دختری به نام گوهر دارد كه برعكس پدرش، مذهبی است و با مردمی كه عليه كلاه پهلوی مبارزه میكنند، همسو میشود. یک روز جوانی، گوهر را از دست نظميهچیان نجات میدهد تا با هم به جمع تحصنکنندگان صحن مسجد گوهرشاد بپيوندند که...
این مجموعه، قصهای زنانه دارد و روایتگر فردی به اسم «مها» و از دربار قاجار است که تلاش میکند دیگر زنان اندرونی را با خود متحد و یک تعزیه عاشورایی اجرا کند.