آن دو 1402
نوجوانی که در یکی از شهرهای نفت خیز استان خوزستان (مسجدسلیمان) زندگی میکند . در یک درگیری دوستش را تهدید میکند که خانه شان را آتش می زند . غافل از اینکه آن شب ، چهارشنبه سوری است . او بعد از این تهدید برای جلوگیری از آتش سوزی ناگهانی خانه ی دوستش که بر روی لوله های گاز ساخته شده تا صبح بیدار می ماند.
مراسم عروسی زوجی جوان از دو ایل متفاوت به دلیل کشته شدن مردی از ایل داماد به هم می خورد. یک سال بعد ، هنگام کوچ ایل از گذرگاه «ایل وگ» فرا می رسد. بزرگان هر دو ایل برای برقراری صلح تلاش می کنند. پدر داماد مراسم قسم خوردن را برای یافتن قاتل برگزار می کند و جلوداران ایل دیگر را که برای باز کردن گذرگاه رفته اند از مرگ در سرما می رهاند و .....
«همسفران باد» روایتگر زندگی دانشجوی جوانی است به نام مرجان که قصد دارد پس از ارائه پایان نامه خود با موضوع مردم شناسی با موضوع مردم با موضوع مردم شناسی کشور را به قصد آمریکا ترک کند. اما خانواده او با این سفر مخالفند. مرجان برای تکمیل پایان نامهاش به توصیه استادش عازم مناطق عشایر نشین می شود در «همسفران باد» چهار دانشجو در شهرکرد، تصمیم میگیرند از مناطق عشایری چهارمحال و بختیاری، به عنوان منبع تحقیقاتی برای پروژه پایانی دانشگاهی خود استفاده کنند. «جلال» در اثر یک سانحه تصادف رانندگی میمیرد و «یوسف» تصمیم میگیرد پروژه تحقیقاتی وی را پس از تکمیل با نام خود او ارائه دهد، اما مردم ایل گمان میکنند «یوسف» تصمیم به غارت گنجینه تاریخی آنها دارد.
بز کوهي که به روستاه پناه آورده، قرار است قرباني يک رسم محلي شود و جولي پسربچهاي است که تا عصر، قبل از مسابقه اسکي، فرصت دارد او را نجات دهد.