چشم سوم 1399
داستان فیلم چشم سوم، حول محور افسر پلیسی به نام «حمید» می گردد که به همراه دستیار خود درگیر پرونده یک شبکه مافیایی قاچاق اسلحه می شود. او در تلاش است تا مانع اقدامات یک تروریست حرفه ای به اسم «فرزاد شمیمی» شود.
داستان فیلم چشم سوم، حول محور افسر پلیسی به نام «حمید» می گردد که به همراه دستیار خود درگیر پرونده یک شبکه مافیایی قاچاق اسلحه می شود. او در تلاش است تا مانع اقدامات یک تروریست حرفه ای به اسم «فرزاد شمیمی» شود.
این فیلم در باره شهرزاد است که مدتی است می خواهد تصمیم مهمی بگیرد، در این زمان او می خواهد انتخاب کردن در شهری مثل تهران را تجربه کند...
پوپک (مهناز افشار) بهتازگی از خارج برگشته است. خالهاش احترامالسادات (با بازی مریم امیرجلالی)، که به خاطر بیماری در بیمارستان بستری میشود، وی را به مباشرش، مش ماشاالله (فرهاد آئیش) که فردی خشک است میسپارد….[۲]
ساکنان دو واحد آپارتمانی با شنیدن صدا های مشکوکی که از واحد اول نا خواسته درگیر ماجرا هایی خونبار وتلخ می شوند.آنها به دلایل متعدد ، هیچ علاقه ای به درگیر شدن با این ماجرا ها ندارند.اما تنها صدا هایی که می شنوند، ناخواسته روی زندگی آنان تاثیر می گذارد.
پدر سياوش روزبهان بر اثر حادثه اي مرده و عموي او مقدرات ثروت خود و برادر را به دست گرفته است. سياوش عاشق مهتاب دخترعمه اش است. انوري پدر مهتاب، مباشر روزبهان است. سرگشتگي سياوش از مرگ پدر تمام نشده كه خبر ازدواج قريب الوقوع عمو با مادرش را مي شنود. سياوش طي ماجراهايي مي فهمد كه پدرش كشته شده و به سراغ دوست قديمي اش كارو مي رود.
سياوش نوجوان سيزده ساله اي است كه با ديدن خوابي وارد يك ماجرا مي شود. همان خواب را پدربزرگ او هم ديده است. پدربزرگ به زادگاهش مي رود و سياوش هم به دنبال او راهي روستا مي شود. سياوش در روستا متوجه مي شود كه پدربزرگ براي خداحافظي با اهالي روستا و موطن خود به آن روستا بازگشته است.
این فیلم داستان سه سال از زندگی دو رفیق قدیمی است که بدور از انتظار، رودر روی هم قرار میگیرند.
داستان فیلم داستان مردی است که در تصادفی همسرش ا از دست داده و متهم شناخته شده و به زندان رفته و ضمن اینکه موظف به پرداخت دیه همسرش شده، پسرش را هم از دست داده است و به خانواده همسرش بهاجبار قانون واگذار کرده.او با گذشته و کودکی، پدرش که ترکشان کرده، مادرش که جواب سؤالاتش درباره پدر را نمیدهد و رفیق قدیمی پدر که او را زیر کلی نگاه سنگین و حرفهایی که پشت سر او و مادر قهرمان میزدند بزرگ کرده مشکل دارد و میخواهد تکلیفش را با گذشته خود یکسره کند....