سمفونی نهم 1397
راحيل يک پزشک جراح است، که براي برآورده کردن آخرين آرزوي همسرش، جسد او را در صندوق عقب ميگذارد و راهي جاده ميشود. او در راه با مرد مرموزي آشنا مي شود.....
راحيل يک پزشک جراح است، که براي برآورده کردن آخرين آرزوي همسرش، جسد او را در صندوق عقب ميگذارد و راهي جاده ميشود. او در راه با مرد مرموزي آشنا مي شود.....
اين فيلم در بستر تاريخي دهه شصت و مبارزات نيروهاي چپ در شمال کشور و در آمل روايت مي شود و درباره يک زن به نام شهرزاد است که معروف به ماهي سياه کوچولو است و براي انتقام مرگ شوهرش وارد مبارزه شده و حالا با دو شخصيت ديگر آشنا ميشود و مباحث ايدئولوژيک درباره مبارزه و نقد تفکر چپ و... ميان آنها در ميگيرد.
"خانوم" روايت سه قصه و سه خانواده است. در قصه اول زني جوان (شقايق فراهاني) که همسرش به دليل مشکلات مالي است تلاش مي کند زمينه ماندن او در ايران را فراهم کند. اما مرد (سيامک انصاري) از ترس مشکلات به ترکيه ميرود. در قصه دوم آهنگسازي جوان به دليل اعتياد به الکل اعتبار حرفه اي اش را از دست داده و مشکلات مالي دارد و همسر فيلمنامه نويسش (انديشه فولادوند) را آزار مي دهد. تلاش زن براي ترک اعتياد مرد بي نتيجه است. در قصه سوم کارگري که متاهل است و دو فرزند دارد از دو دست فلج شده و همسرش با کار در بيمارستان خرج زندگي را مي دهد. مرد که مستاصل شده تصميم به خودکشي روي ريل قطار مي گيرد اما همسرش او را نجات مي دهد.
قاسم سبزی کار ( مهدی هاشمی ) مرد خودباخته ای است که برای سربلندی در مقابل خانواده اش تصمیم می گیرد خود را در معرض یک سانحه تصادف قرار دهد تا بتواند از طریق دریافت دیه ، به خانواده اش کمک کرده باشد اما ...
مهتاب (سها نیاستی) و آوا (فرشته ارسطویی) دانشجویان سال دوم دانشکده معماری هستند که به اتفاق تعدادی دیگر از همکلاسیهایشان برای یک سفر چند روزه دانشجویی از تهران به اصفهان میروند. در اصفهان آوا خونریزی مغزی میکند و به بیمارستان منتقل میشود. در آنجا مهتاب به علی (دوست پسر آوا) زنگ میزند که به اصفهان بیاید و ....
حسن خشمگین است. مدتی است موفق به فیلم ساختن نشده. شیوا مهاجر، ستاره محبوبش صبر ندارد و میخواهد با کارگردانان دیگر همکاری کند. همسرش گلی، دیگر عاشقش نیست. دخترش آلما، بزرگ شده و دیگر مستقل است. مادرش جیران، پیر شده و کمکم حافظه خود را از دست داده. مزاحم جذابی به نام آنی، او را هر جا میرود تعقیب میکند و اصرار دارد حسن او را وارد دنیای سینما کند. از همه بدتر، قاتلی در سطح شهر مشغول کشتن کارگردانان سینمای ایران است، اما حسن را نادیده گرفته. حسن رنجیدهاست: آیا او مهمترین فیلمساز این شهر نیست؟ پس چرا قاتل تحویلش نمیگیرد؟ هنگامی که نام حسن به عنوان مظنون اصلی پرونده قتلها در شبکههای اجتماعی مطرح میشود، اوضاع دیگر غیرقابل تحمل میشود. حالا حسن ناچار است برای اعاده حیثیتش نقشهٔ هوشمندانهای بکشد…
در جشن نامزدي اسما، ياسر خاطرخواه قديمي او از برادرش ميخواهد جشن آنان را به هم بريزد. پدر اسما و برادران او ميکوشند جلوي برادر ياسر را بگيرند، اما در درگيري يکي از برادران، با چاقو برادر ياسر را به قتل ميرساند. حالا خانواده با بحران جديد رو به فروپاشي مي رود.
خانهای در خیابان چهل و یکم، داستان دعوای دو برادر است که باعث قتل یکی از آنها میشود. این آغاز بحران است چون برادر قاتل میگریزد اما مادر، راضیاش میکند که خود را به دست قانون بسپارد. مادر این خانواده و دو عروسش که در سه طبقه یک خانه زندگی میکنند، سعی دارند هر کدام به تنهایی بار مشکلات پیش آمده در زندگی را به دوش بکشند و در این مسیر، ماجراهایی رخ میدهد که طی فیلم روایت میشود.