حیثیت گمشده 1402
داستان با تلف شدن بچه ای با آرام بخش به دست هاجر آغاز می شود. هاجر و امیر چند سالی بچه دار نمی شوند به دردسر بزرگی می افتند و بیرون آمدن از آن برایشان سنگین تمام می شود.
داستان با تلف شدن بچه ای با آرام بخش به دست هاجر آغاز می شود. هاجر و امیر چند سالی بچه دار نمی شوند به دردسر بزرگی می افتند و بیرون آمدن از آن برایشان سنگین تمام می شود.
علیرضا بعد از از دست دادن برادرش نمیتواند گریه کند. دوستانش با راههای مختلف از او دعوت میکنند تا گریه کند…
آتیه و مادرش از تهران به خانهی رسولخان در روستا میروند. کامران، پسر رسولخان در راه آنها را دیده و وقتی در بالکن عمارت میبیندشان گل از گلش میشکفد و همانجا داستانش با آتیه شروع میشود.
ولی شکوفهسرایی به تازگی از زندان آزاد شد و در قالب مشاور فرهنگی در شورای ده، فعالیت میکند و در فروشگاه نیز مشغول به کار است ولی یک پسر تحصیل کرده (بهرام) دارد که در روستا فروشگاه آنلاین راه انداخته و متاهل است همچنین ولی، یک مادر و یک دختر هم در خانه دارد. ولی شکوفهسرایی در ادامه قصه، قصد ازدواج با «افسانه» (مادرعروس خود) را دارد که به دلیل حجب و حیا و متانت و ادب روستایی سعی دارد از طریق دوستان، خواسته خودرا به «افسانه» بگوید.ناگفته نماند که در شورای ده، خانمی عضویت دارد که به شدت با حضور ولی شکوفهسرایی مخالف است و او را فرد موجهای نمیداند.
در روستایی پیش از انقلاب فردی خانزاده با نام امیر به عنوان قاضی محلی در روستا فعالیت میکند و به خاطر سابقه خوبی که داشته، مردم به او اعتماد کامل دارند و بخش مهمی از کارهای روستا را به امیر سپردهاند. حال پس از سالها یکی از اهالی روستا با نام لی لی که از روستا به خاطر تهمت مردم به فاحشه بودن رفته، به عنوان اشرافزاده به روستا برمیگردد و به مردم وعده میدهد که در صورت کشتن امیر، پول زیادی به آنها خواهد داد…
خاتون نوشتهای داستانی-تاریخی از خانوادهای است که از اوایل شهریور ۱۳۲۰ آغاز شده و در دوران اشغال ایران توسط متفقین دچار تحولاتی میشود. این برهه از تاریخ ایران با همهٔ فراز و فرودش در زندگی تک تک ما جریان دارد.سریال خاتون داستان زنی از زنان این سرزمین است که روزی روزگاری در ایران برای زندگی جنگیدهاند.
در روز چهارشنبه سوری سه دوست به نامهای رامین (صابر ابر)، فرید (اشکان حسن پور) و جواد (شهروز دل افکار) بعد از ربودن اسلحهٔ یک مأمور زخمی، دست به سرقت از نوری (نوید محمدزاده)، همکلاسی دوران کودکی رامین که به فردی پولدار و مرموز تبدیل شدهاست میزنند، اما اتفاق بسیار عجیبی در آنجا رخ میدهد که نشان از قدرت خارقالعاده صاحبخانه (نوری) دارد…