بی ستاره (نمایش) 1401
این سریال دارای قصههایی مختلف از جریان زندگی در بحبوحه آتش و جنگ است.
مالک که صاحب تخت و تاج ریزآبادی ها شده، فصل جدیدی را در روابط شخصی و کاریش آغاز می کند. در این بین سمیرا به عنوان یکی از سهام داران بزرگ هولدینگ، تلاش می کند تا با مالک مصالحه کند. او دست دوستی به سوی مالک و سیما دراز می کند، اما حقیقت چیز دیگری است…مالک پا در مسیری می گذارد که بوی خون و جنون از آن به مشام می رسد.
سریال داریوش، قصه مردی است که پس از یازده سال، به شهری که از آن گریخته بود، باز میگردد.
میترا وکیل خوشنامی است که روزی در دفترش یک جنایت رخ میدهد. بنابراین او مجبور میشود برای دفاع از خود تحقیقاتی را درباره یکی از موکلانش آغاز کند و در این راه با دردسرهایی روبهرو میشود که حتی شغلش را نیز به خطر میاندازد.
مراد رحمتی نوجوانی 12 ساله است که به همراه پدرش در خانه ای قدیمی زندگی می کند. پدر مراد که کارمند یک کارخانه است به دلیل ابتلا به بیماری رماتیسم، از کارافتاده تشخیص داده شده و باید بازنشست شود. پدر برای کارهای اداری و نامه نگاری مراد را با خود به اداره می برد تا خواسته اش انجام شود. مراد و معلم او به این وضعیت اعتراض دارند تا جایی که مراد از همراهی پدر خودداری می کند و پدر به این نتیجه می رسد که باید خواندن و نوشتن بیاموزد.
آفتابپرست، داستان دو رفیق خفتگیر به نامهای جمال و منوچ است که عشق لاتی و سطح یک شدن در خفتگیری را دارند اما از بی عرضهگی و بدشانسی گیر پلیس میافتند و به زندان میروند. جمال در زندان به همه میگوید که در سطح یک فقط پورشهسوار خفت کردهاند و به همین خاطر به جمال پورشه معروف میشود و...