برچسب رضا صائمی

اقتباسی معمایی در شمایل قصه گویی

نام مصطفی کیایی را می‌توان ذیل سینمای سرگرم کننده و تماشاگر پسند معنا کرد و این تماشاگرپسندی نه مترادف با تعریف متعارف عامه پسندی در اذهان است، او به سینمای بدنه تعلق دارد که می‌داند چطور برای مخاطب عام قصه بگوید و او را با خود همراه کند. او بلد است که چگونه اثری خوش ساخت بسازد که اگر با مضمون آن هم همدل نباشی با فرم آن همراه می‌شود. شاید اینطور باید گفت که او روایت به سبک کلاسیک را بلد است و آن را در فرم‌های تازه‌ای بازنمایی می‌کند.

اطلاعات کامل سریال هزار و یک شب

حالا او در سریال «هزار و یک شب» به سراغ سرچشمه قصه و قصه گویی در شمایل ایرانی‌اش رفته تا دیروز را در بستر داستان امروز احضار کند و تماشاگر را به حضور بطلبد. در واقع سریال ترکیبی از زمان کنونی و زمان باستانی است که به هم آمیخته‌اند و مثل هزار و یک شب درباره دخترانی است که سعی در نجات دختران دیگر دارند. در قسمت‌های اولیه این سریال شاید بیش از هر چیزی با نوعی رازآلودگی مواجه می‌شویم که گاه تا سر حد ابهام و موقعیتی مبهم پیش می‌رود و مخاطب را گیج می‌کند اما کیانی در پس این هزارتوی رخداها قصه‌اش را به رخ می‌کشد تا انگار هزار و یک شب در هزارتوی این دالان درامایتک برساخته شود. به نظر می‌رسد قصه هزار و یک شب در مرز بینامتنی رئالیسم و فانتزی طراحی و صورت‌بندی شده تا سویه‌های معمایی آن حفظ شود و امکان رمزگشایی کنشگرانه با مخاطب برقرار کند.

البته روشن شدن موتور درام کمی طول می‌کشد و معرفی شخصیت‌ها و نسبت‌هایشان زمان می‌برد تا در پایان قسمت دوم که یک هماوردی که در یک دول عاطفی و اخلاقی شکل می‌گیرد نقطه عزیمت قصه بنا شود. قصه‌ای که از یک سو ریشه در اسطوره‌ها دارد و از سوی دیگر به روزمره‌گی پیچیده جهان مدرن وصل می‌شود. شاید برای همین است که گاه مخاطب مرز واقعیت و خیال را در قصه گم می‌کند. قصه‌ای که مدام میل به حضور در قلمرو رویا دارد. از سوی دیگر فیلمنامه طوری نوشته شده که میان اکنونیت تاریخی و تاریخ گذشته در قبض و بسط است تا ارجاع به داستان‌های افسانه هزار و یک شب را در دل قصه‌های ساده و قابل فهم امروزی روایت کند.

پرویز پرستویی در سریال هزار و یک شب

التزام به وفاداری ادبی قصه در اینجا ساز و کارهای یک اثر اقتباسی نیست بلکه الهام گرفتن از آن در یک ساختار روایی مدرن است که در وهله نهایی ناظر به اینجا و اکنون است. فارغ از سویه‌های مضمونی هزار و یک شب، فرم بصری و زیبایی‌شناسی آن قابل تامل است. قاب‌بندی‌هایی که با نورپردازی و رنگ‌آمیزی نمادین در هم تنیده شده تا امکان حظ بصری از تماشا را برای تماشاگر ممکن کند و بی‌انکه دچار نگاهی سانتی مانتال شود فرم بصری را در خدمت معنا قرار دهد. و اینجا هیچ معنایی مهم‌تر از خود قصه نیست.

هزار و یک شب داستان پادشاهی است که چون همسرش به او خیانت کرده، هر شب با زنی وصلت می‌کند و صبح او را می‌کشد. تا این که شهرزاد وارد قصه می‌شود و زندگی دختران را با قصه گفتن نجات می‌دهد. در واقع قصه در هزار و یک شب به امکان رهایی تبدیل می‌شود و رهایی گاهی نه در منطقی ریاضی که در یک داستانی سرشار از عواطف انسانی ممکن می‌شود و گویی سریال هزار و یک شب هم بنای خود را بر همین درک انسانی از قصه گذاشته است. واقعیت این است که سریال هزار و یک شب اقتباس ادبی از داستان هزار و یک شب نیست، نوعی اقتباس معمایی از آن است که معنایی را در هزارتوی خود جستجو می‌کند. معنایی که لزوما هدف قصه نیست که خود قصه در اینجا غایت است. خود قصه در اینجا جستن معناست و به زیستن معنا می‌بخشد.

در این معنا و معما البته قصه از خیال و فانتزی بهره می‌برد اما در فانتزی نمی‌ماند بلکه آن را در بستر فضایی رئالیستی و واقع گرا بازنمایی می‌کند. در واقع هسته مرکزی و کانونی سریال، پیوندی ظریف و تدریجی میان جهان مدرن و فضای افسانه‌ای هزار و یک شب برقرار می‌کند. این پیوند هرچه پیش‌تر می‌رویم، واضح‌تر و معنادارتر می‌شود. در خلاصه داستان سریال آمده: «ما در روشن‌ترین شب، به تاریکی قدم می‌ذاریم… مرگ را از زندگی می‌دزدیم و زندگی را به مرگ برمی‌گردونیم.» این گزاره همان زیرمتن و هسته معنایی سریال است که در لایه‌های زیرین آن نهفته و به تدریج از خلال قصه آدم‌ها روایت می‌شود تا مفهوم آن رویت‌پذیر شود.

دانلود و تماشای سریال 1001 شب

جشنواره‌ای برای بهتر دیدن

فراخوان نخستین جشنواره نقد فیلیمو

اقدام پلتفرم فیلیمو برای برگزاری نخستین جشنواره نقد را که در زمینه نقد و یادداشت بر آثار تولید شده در شبکه نمایش خانگی است را باید تمهیدی هوشمندانه در جهت ارتقاء فرهنگ نقد و رشد نگرش تحلیلی و در نهایت اقدامی در جهت مخاطب‌پروری دانست که می‌تواند هم زمینه و بستری برای ارزیابی آثار تولید شده در پلتفرم‌ها را فراهم کرده تا آن‌ها با نقاط ضعف و قوت خود آشنا شده و احتمالا به ترمیم و تقویت تولیدات خود بپردازند و هم از آن طرف به تحکیم و بسط نگاه منتقدانه و تحلیگر در مخاطب کمک می‌کند تا به سواد رسانه‌ای و دراماتیک مجهز شده و به درک بهتری از آثار تولید شده دست یابند.

راه‌اندازی بخش مردمی جشنواره فیلیمو نقد می‌تواند بستر مناسبی برای مخاطبان عادی فراهم کند تا آن‌ها نیز دست به قلم برده و مشق نقد کنند. این رویکرد می‌تواند مخاطب را به درگیر شدن بیشتر و آگاهانه‌تر با آثار نمایشی کمک کند و در واقع به تربیت ذهن و نگاه تحلیلگرانه آن‌ها دامن بزند تا از تماشاگری به کنشگری ارتقاء پیدا کنند

درکی که البته به لذت بیشتر از تماشای این آثار هم کمک می‌کند. فرم و ساختار اجرایی این جشنواره نیز نگاهی همه جانبه داشته و رسانه و مردم یا منتقدان و مردم که ترکیبی از مخاطبان خاص و عام هستند را در برمی گیرد. به این معنا که این جشنواره در دو بخش رسانه (ویژه نقدهای منتشر شده در رسانه‌های رسمی؛ روزنامه، سایت، خبرگزاری، هفته‌نامه، ماهنامه و فصلنامه) و شبکه‌های اجتماعی (اینستاگرام و…) توسط روزنامه‌نگاران و منتقدان و در بخش مردمی (ویژه نقدهای ارسالی توسط مخاطبان فیلیمو) برگزار خواهد شد.

در واقع جامعه آماری این جشنواره همه رسانه‌های کشور را که در زمینه نقد و تحلیل آثار نمایشی هستند دربرگرفته و به جرات می‌توان آن را یک جشنواره مجازی رسانه‌ای دانست که زمینه رقابت بین رسانه‌های مکتوب و الکترونیک را فراهم کرده و حتی در آن‌ها انگیزه و اراده‌ای برای توجه به تولیدات نمایشی در پلتفرم‌ها ایجاد می‌کند. این اقدام در واقع خود پلتفرم‌ها را به مثابه رسانه‌های نوین تصویری وارد چرخه نقد رسانه‌ای قرار داده و به قوام و دوام آن‌ها کمک می‌کند.

از سوی دیگر راه‌اندازی بخش مردمی جشنواره نیز می‌تواند بستر مناسبی برای مخاطبان عادی فراهم کند تا آن‌ها نیز دست به قلم برده و مشق نقد کنند. این رویکرد می‌تواند مخاطب را به درگیر شدن بیشتر و آگاهانه‌تر با آثار نمایشی که از طریق پلتفرم‌ها به تماشای آن‌ها می‌نشیند کمک کند و در واقع به تربیت ذهن و نگاه تحلیلگرانه آن‌ها دامن بزند تا از تماشاگری به کنشگری ارتقاء پیدا کنند و صرفا یک بیننده منفعل نباشند.

نکته جالب اینکه شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام و در واقع نقد در فضای مجازی هم به این رقابت دعوت شده و مورد توجه قرار گرفته است. این امکان می‌تواند به کشف استعدادهایی در نگارش و نقدنویسی کمک کند که به جز رسانه‌های شخصی خود، رسانه‌ای برای ثبت فعالیت‌های خود ندارند. تبصره منطقی و معقولی هم به این بخش اضافه شده که بسیار هوشمندانه است. به این معنا که یادداشت‌های بخش مردمی نباید به هیچ وجه کپی یا الهام گرفته از یادداشت‌ها و نقدهای رسمی در رسانه‌ها باشد. این شرط کمک می‌کند تا صدق و خلوص نقدهای مردمی و ارزیابی دقیق آن ممکن شود و فرهنگ درست نقدنویسی در جامعه بسط و گسترش یابد.

خوشبختانه داوران خوبی هم برای این جشنواره انتخاب شدند؛ حسین معززی‌نیا، شادمهر راستین و آنتونیا شرکا، هیئت داوران سه نفره حرفه‌ای برای ارزیابی آثار ارسال شده به این جشنواره هستند. از ویژگی‌های خوب دیگر این جشنواره این است که به مجموعه‌های نمایشی محدود نشده و انواع تولیدات مثل مسابقات و سرگرمی را هم شامل می‌شود و این امکانی فراهم می‌کند تا برنامه‌های غیر نمایشی هم از مزایای نقد برخوردار شده و ضعف و قوت‌های خود را در آینه نقدها ببینند.

برگزاری این جشنواره در نهایت می‌تواند بهتر دیدن، تماشای هوشمندانه و مخاطب کنشگر بودن را در سطح جامعه بسط داده و نهادینه کند که هم به ارتقاء درک دراماتیک مخاطب کمک می‌کند و هم به ارتقاء کیفی تولیدات پلتفرم‌ها.

تنهایی و تباهی یک مرد ساده

اگر با سینمای روح‌الله حجازی آشنا باشید متوجه دغدغه او نسبت به نهاد خانواد و چالش‌های روابط عاطفی در درون مناسبات آن می‌شوید. ضمن اینکه او تلاش کرده نسبت نهاد خانواده با مدرنیته را هم در درون قصه‌های خود دراماتیزه…