کد 1113 (نمایش) 1403
این فیلم داستان یک کلاهبردار بینالمللی اینترنتی است بنام آذین فراست که تنها یک نقطه ضعف دارد و آن …
این مجموعه به بررسی تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران از سال۱۳٢١ تا پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بستر زندگی یک پسربچه میپردازد که در قالب سه فصل برای پخش آماده شدهاست. در فصل اول سریال، کودکی رهی که شخصیت اصلی سرزمین کهن است به تصویر کشیده میشود، که نقش او را علی شادمان بازی میکند. رهی بعد از بمباران دهکده محل سکونتشان توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده میشود. رهی پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران میشود. سالها بعد او در یک خانواده تودهای بزرگ میشود، اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی او به یک خانواده درباری سپرده میشود. در این خانواده است که او رفته رفته به هویت خود پی میبرد. همین باعث میشود به یک خانواده دیگر که مذهبی هستند، سپرده شود، اما این پایان ماجراهای او و اطرافیانش نیست.
عطيه نويسنده و مجري يك برنامه خانوادگي راديوست. او هر روز به سؤالات شنوندگان اين برنامه پاسخ مي دهد و به آنها توصيه مي كند با همسرشان چگونه باشند تا زندگي زناشويي بهتري داشته باشند. عطيه به شهر مقدس مشهد آمده است، اما او درگير مناسبات خود و همسرش است و مشكلي دارد كه حل نشدني است و...
فیلم دربارهٔ زندگی دو خانواده مرفه است که در حال فروپاشی است. در این میان حوادثی که برای دختر یکی از خانوادهها که نوزده سال دارد (باران کوثری) پدید میآید، سبب برملا شدن بسیاری از رازهای زندگی آدمهای قصه میشود. این دختر ۱۹ ساله که آوا نام دارد توسط دوست خانوادگی خود به نام سعید مورد تجاوز قرار میگیرد و به سبب انتقام از او دست به قتل سعید میزند. در همین حین ناهید، مادر آوا، قتل را به عهده میگیرد. اما نهایتاً آوا اعتراف به حامله بودن از سعید و همچنین قتل سعید میکند که …
اين فيلم، روايت آخرين روزهاي مقاومت در بخش غربي خرمشهر در سال 1359 است. سميره و رضا، خواهر و برادري كه همراه ساير مردم در حال مقاومت هستند. در شرايطي سميره، در حلقه دشمن مي ماند و رضا و همرزمانش تلاش مي كنند تا او را از چنگال دشمن رها كنند.
گروهباني براي تحويل دادن مجرمي سابقه دار به زندان يكي از شهرستانها، مجبور مي شود كه به همراه مجرم و دستبند، شبي را در مشهد بگذراند و...
اسي كه به جرم قتل زنداني است، با كمك رفيقش حاج توفيق از زندان آزاد مي شود. اسي پس از آزادي سراغ دوستش علي مي رود كه در تعميرگاه كار مي كند. علي به او مي گويد در همان تعميرگاه مشغول كار شود اما اسي مي گويد قصد دارد پولي كلان دربياورد. اسي كه متوجه مي شود ليلا دختري كه دوستش داشت ـ ازدواج كرده و به خارج رفته كاملاً سرخورده مي شود. او سپس پيش توفيق مي رود. توفيق مي گويد قصد انتقام گرفتن از زني به نام رعنا را دارد و اگر اسي اين كار را بكند در قبالش ده ميليون پول مي دهد. اسي با ماشين و اسلحه اي كه از توفيق گرفته به سراغ رعنا مي رود. اما با شنيدن حرف هاي رعنا منصرف مي شود و وانمود مي كند كه رعنا را كشته؛ و قرار مي شود همان شب به محل كار توفيق برود و پولش را بگيرد، اما در آنجا آدم هاي توفيق انتظارش را مي كشند و او را به قصد كشت كتك مي زنند. اسي كه زخمي شده با كمك رعنا به محل امني مي روند و رعنا با كمك دوست دكترش او را معالجه مي كنند. توفيق در پي پيدا كردن اسي علي را مي كشد، و همين باعث مي شود تا اسي به پيشنهاد رعنا براي از بين بردن توفيق جواب مثبت بدهد. آنها به ترفندي توفيق را از خانه اش بيرون مي كشند و اسي او را وامي دارد تا پول رعنا و حق خودش را بدهد. اما در لحظه آخر در دفتر ميان آنها درگيري به وجود مي آيد و نهايتاً توفيق به دست رعنا كشته مي شود. اسي به رعنا مي گويد كه با برداشتن پول ها به جايي دور بروند، اما در نهايت متوجه مي شود كه رعنا او را فريب داده، و رعنا و دكتر زن و شوهر هستند. دكتر قصد كشتن اسي را دارد اما گلوله به رعنا مي خورد. اسي دكتر را مي كشد. قصد كشتن رعنا را هم دارد اما نهايتاً پشيمان مي شود و ساك پول را برمي دارد تا فرار كمد ولي با شليك نيروهاي پليس كشته مي شود.