برچسب رضا شفیعی

روزهای نارنجی 1396

آبان زني ميانسال، در محيطي مردانه ميکوشد در مدت ده روز با استخدام کارگران فصلي، بار پرتقال يک زمين چندهزار هکتاري را تحويل دهد، او در رقابت با ديگر همکاران مرد با مشکلات و مصائب عديده‌اي روبرو ميشود.

طبقه حساس 1392

داستان مردي را روايت مي‌کند که بعد از مرگ همسرش او را در يک قبر دو طبقه دفن مي‌کند اما پس از مدتي که سر مزار همسرش مي‌رود متوجه مي‌شود به اشتباه مردي غريبه در آن مکان (قبر ديگر) دفن شده است.

یک قناری یک کلاغ 1395

مرد دریک لحظه غفلت و غیظ با طپانچه‌ای به همسرش شلیک می‌کند و به چشم او آسیب می‌زند. خانواده ودوستان مرد به او هشدار می‌دهند که همسرش اگر درخانه مانده برای انتقام از اوست … سکوت میان زن و مرد مزمن و مداوم می‌شود تا روزی فرا می‌رسد که باید تکلیف این سکوت یک ساله روشن شود.

بهمن 1393

مادر ميانسال كه فرزندش از ايران رفته و در محل كارش با يكي از بيمارانش مشكل دارد. شوهر او مي‌خواهد نويسنده شود. زن احساس تنهايي و بي‌پناهي دارد، و اين باعث مي‌شود روزهاي زندگي‌اش سرد و ملال‌آور شود.

ارغوان 1393

ارغوان به آموختن پيانو مي‌پردازد، اما پدر ارغوان که همسرش مريض است، دلبسته مربي ويلن سلي به نام لي‌لي شده و ارغوان را به همين بهانه براي آموختن ويلن نزد او مي‌برد. ارغوان از اين رابطه مطلع شده و به شدت از پدر دلخور مي‌شود. تا جايي که به همراه خاله خود به شيراز رفته و ديگر حاضر به ديدن پدر نمي‌شود و سپس براي ادامه تحصيل به وين سفر کرده و اين جدايي تا پايان زندگي او ادامه دارد. همسر ارغوان پس از مرگ او به ايران آمده و دست خطي را براي پدر ارغوان مي‌برد.

شاه کش 1396

زنی در کوهستان از دنیا رفته و همسرش نیز در هتل نزدیکی کوه به سر می برد. مرد ناگهان تصمیم می گیرد تا افرادی را در هتل به گروگان بگیرد که...

امروز 1392

يونس راننده تاكسيه كهنه كار، در پايان يك روز كاري به زن جواني كمك مي‌كند تا به بيمارستان برسد. غافل از اينكه در بيمارستان اتفاقات زيادي در انتظار اوست.

سرکوب 1397

سرکوب داستان یک روز از یک خانواده می‌باشد. مادر خانواده (رؤیا افشار) به دلیل مشکل آلزایمر تحت مراقبت توسط یک پرستار (باران کوثری) می‌باشد. پدر خانواده همواره به آزار اذیت جسمی و روحی مادر و سه دختر می‌پرداخته و مدتی است که از خانه رفته‌است. دختر بزرگتر (الهام کردا) یک فرزند مبتلا به اوتیسم دارد. دختر وسط (سارا بهرامی مدتی است با یک مرد دوست شده‌است که بعد از چند هفته متوجه می‌شود که این مرد همانند پدرش به آزار و اذیت جسمی و روحی وی می‌پردازد. دختر کوچکتر (پردیس احمدیه) یک دختر دانشجو می‌باشد که کودکی پرتنشی را به همراه پدرش گذرانده‌است. در فیلم شاهد شنیدن خبر مرگ پدر خانواده می‌باشیم اما هیچ‌یک از اعضای خانواده حاضر به رفتن برای شناسایی جسد نمی‌باشند.