جاودانگی 1394
داستان فیلم سینمایی جاودانگی در شبی بارانی در قطار رُخ می دهد. به قصه زندگی شش خانواده در واگن های مختلف قطار می پردازد که با جا به جایی زمان روایت می شود
داستان فیلم سینمایی جاودانگی در شبی بارانی در قطار رُخ می دهد. به قصه زندگی شش خانواده در واگن های مختلف قطار می پردازد که با جا به جایی زمان روایت می شود
انسي و ذبيح در حاشيهي شهر و در خانه اي اجاره اي زندگي مي كنند. انسي از زني سالخورده پرستاري مي كند و ذبيح در شمال شهر كارگر ساختماني است. آنها آرزو دارند بچه دار شوند.
در آغاز جنگ جهاني اول كه تمامي جهان درگير جنگ ناخواسته و بيرحمانهاي بودند، ايران اعلام بيطرفي ميكند و از 1295 سه سال كشور دچار كمبود مواد غذايي ميشود كه به قحطي بزرگ معروف است. در اين اثنا شخصي به نام حاج ابوالفضل، يتيمخانهاي داير ميكند كه بچههاي بيسرپرست را در آنجا نگهداري ميكنند. او فرزندي دارد به نام محمد جواد كه پس از مرگ پدر اداره يتيمخانه را بر عهده ميگيرد، پرچمدار مبارزه با نيروهاي بيگانه ميشود. فيلم داستان تعقيب و گريز محمدجواد و يك مرد انگليسي است كه يكي از فرماندهان ارتش دنسترويل در ايران است.
مردي به نام توماج (با بازي امير آقايي) از زندان فرار ميکند و به نزد همسرش (با بازي طناز طباطبايي) ميرود. بعدها متوجه ميشود که او مورد تجاوز قرار گرفته است. از گذشته رابطهي عاشقانهاي بين همسر او و يوسف (با بازي ميلاد کي مرام) وجود داشته و برادر يوسف (با بازي صابر ابر) دوست صميمي توماج است و به نوعي پل ارتباطي بين يوسف و توماج…