آتش سرد 1401
«فرید» پدر و مادرش را در یک حادثه از دست داده و وارث نیمی از کارخانه های بزرگ است. «محسن» شوهر عمه «فرید» که قیم قانونی او نیز است متوجه دستکاری در حساب های کارخانه می شود.
«فرید» پدر و مادرش را در یک حادثه از دست داده و وارث نیمی از کارخانه های بزرگ است. «محسن» شوهر عمه «فرید» که قیم قانونی او نیز است متوجه دستکاری در حساب های کارخانه می شود.
هلیای 10 ساله بیآنکه از رازهای پدرش آگاه باشد زندگی به ظاهر آرامی دارد، اما هنگامی که رازها برملا میشوند زندگیاش را دگرگون میکنند…
دو طایفه ترکمن یکی در کار اسب و دیگری در کار گندم، بعد از سالها نزاع و درگیری خونین تصمیم به مصالحه میگیرند و دو جوان از این دو طایفه که پدرهایشان به دست هم کشته شدهاند با هم وصلت میکنند و…
فیلم ماجرای سفر دانشجویی ایرانی به نام حبیب پارسا (شهاب حسینی) به فرانسه- به خاطر تحصیل در رشتهٔ فلسفه در دانشگاه پاریس - را نشان میدهد. ماجرا بر بستر جنگ جهانی دوم و شکل گرفتن صهیونیزم و تسلط تدریجی بر فلسطین میگذرد که طبیعتاً فضای داستان متأثر از این واقعه مهم تاریخی است. در زمان اعزام دانشجویان ایرانی به فرانسه و همچنین تحصیل آنها در دانشگاه پاریس، جنگ جهانی دوم نیز در حال آغاز است. حبیب پارسا در دانشگاه با دختری یهودی به نام سارا استروک (ناتالی متی) آشنا میشود که اوایل، در کلاس با یکدیگر به مخالفت میپردازند که تدریجاً این مخالفت و سرکشی به عشق و تمایل بین این دو نفر مبدل میشود. ترور یهودیان به دست صهیونیستها در ایران و اروپا و دنبال کردن سرنوشت دانشجویی ایرانی در فرانسه و رابطه عاطفی او با دانشجویی یهودی با سلسله حوادثی به یکدیگر مرتبط میشوند. به دنبال فتح پاریس توسط آلمان نازی، جان سارا آستروک و خانوادهاش نیز به خطر میافتد زیرا دولت آلمان با یهودیان مخالف است؛ و پس از این وقایع مشکلات فراوانی برای حبیب که پس از مدتی به ایران بازمیگردد روی میدهد درحالی که از پی خواسته او سارا آستروک و مادرش نیز به تهران آمده بودند؛ (زیرا جانشان در پاریس به خطر افتاده بود) و حبیب مجدداً دو بار دستگیر میشود (به اتهام ربودن گذرنامه). پس از آزادی وی از زندان شهربانی و رخ دادن اتفاقاتی از جمله کشته شدن چند نفر مثل سرگرد فتّاحی، زینت الملوک (که به دلیل خودکشی میمیرد) خواهر حبیب(سعیده پارسا) و نامزدش، در آخر ماجرا سارا عمویش را که در تخت جمشید قصد قتل حبیب را داشت به قتل میرساند و حبیب پارسا دوباره به زندان میافتد؛ ولی در آخر پس از رهایی از زندان به معشوق خود میرسد که آخرین سکانس سریال است.
دانيال صفري، مربي ورزشهاي رزمي، سفري آغاز كرده كه چشم هايش را به دنياي جديدي باز مي كند متفاوت با گذشته اش كه تجربه هاي جديدي براي او دارد.
علی در جست و جوی همسر سابق و پسرش به تهران میآید. امیر علیرغم مشکلات خانوادگی در تلاش است تا به روش خود گرفتاری آدمهای دور و برش را حل کند.
سینا با دختری هم دانشگاهی ست که زمان دانشجویی خود میخواسنتد با هم ازدواج کنند اما نمیتوانند و بعد 5 سال همدیگر را در فرودگاه میبینند و سینا به زور به خانه ی آن دختر میرود و آن دختر با میله به سر سینا میزند و او را راهی بیمارستان میکند. همسر سینا از داستان با خبر میشود و زندگی آن ها از هم می پاشد و آن دختر نمیخواهد که شوهرش از این قضیه خبر دار شود و به همین دلیل لا پوشونی های زیادی میکند که سرانجام شوهرش میفهمد و تصمیم به طلاق میگیرد اما سینا همه چیز را برای او توضیح میدهد و به زندگی خود ادامه میدهند.
چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۳ – ۱۳:۱۹ رضا رجبی، پیشکسوت استقلال گفت: بارها از زبان نکونام شنیدیم که مهدی قایدی از استقلال رفت، محمد محبی جدا شد. آقای نکونام اینجا استقلال است.رضا رجبی پیشکسوت تیم فوتبال استقلال سهشنبهشب در گفتوگویی با…