برچسب رضا راد

هزار و یک شب 1404

این سریال اقتباسی از داستان اصلی «هزار و یک شب»، مجموعه‌ای از داستان‌های عامیانه خاورمیانه است. داستان در سه زمان و مکان مختلف روایت می‌شود: تهران امروزی، استانبول مدرن و دنیایی عرفانی و باستانی به نام «دنیای دیگر»، قلمرویی موازی که عمیقاً با زمان حال در هم تنیده شده است. این دنیاها به شیوه‌های غیرمنتظره و مرموزی بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند. داستان در تهران آغاز می‌شود، جایی که رشته‌ای از ناپدید شدن‌ها شهر را تکان داده است - هر مورد مربوط به زنان است.

سردار جنگل 1362

ارتش سرخ برای دستگیری ژنرال دنیکین و تار و مار کردن بقایای گارد سفید، وارد بندر انزلی می‌شود. نمایندگان جنبش جنگل، از ژنرال راسکولنیکف و ارژنیکیدزه استقبال و میرزا کوچک خان با آنان در کشتی کورسک ملاقات می‌کند و پیمانی ۹ ماده‌ای منعقد می‌کنند. به دنبال آن جمهوری گیلان برقرار می‌شود. مدتی بعد با وقوع «کودتای سرخ» میرزا و یارانش به جنگل می‌زنند. میرزا دو تن از یاران خود به نام‌های میرصالح مظفرزاده و گائوک را برای توضیح اهداف نهضت جنگل، به اتحاد شوروی می‌فرستد. حیدرخان عمواوغلی، از اعضای حزب کمونیست ایران، برای نظارت و کمک به منطقه اعزام و کمیته جدیدی تشکیل می‌شود که احسان الله خان، از یاران نزدیک میرزا، در آن نقشی ندارد. خالو قربان، که تا آن لحظه با نهضت همکاری داشته، با میرزا از درِ مخالفت درمی‌آید و جنگ برادر کشی آغاز می‌شود. لشکر قزاق به فرماندهی رضاخان به هر دو گروهِ متخاصم حمله می‌آورد و در وضعی متشنج رضاخان وارد گیلان می‌شود. انقلاب شکست می‌خورد. میرزا و تنی چند از یارانش برای یاری گرفتن از سران ایلِ شاهسون، به سوی خلخال حرکت می‌کنند. راهنمای او کشته می‌شود و میرزا در برف و کولاک یخ می‌زند. جسد او را می‌یابند و سر از پیکرش جدا می‌کنند.

ششمین نفر 1390

در پی قتل پدر سرگرد آسایش که از افسران بلند پایه ارتش بوده، داوود برادر همسرش به اتهام قتل دستگیر می‌شود. این اتفاق سرآغاز روشن شدن ماجراهای پنهان دیگری است که ...

ماتادور 1392

یک مقام اروپایی برای شرکت در کنفرانسی دربارهٔ انرژی اتمی به ایران می‌آید. گروهی تروریستی شامل یک زن و دو مرد که در زمینه ایجاد ناامنی و فضای رعب و وحشت در کشورهای در حال توسعه فعال هستند، برای به هم ریختن برنامه‌های این کنفرانس در ایران دست به تعدادی از فعالیت‌های تروریستی خطرناک می‌زنند. نیروهای پلیس برای جلوگیری از خرابکاریهای این تروریستها وارد عمل می‌شوند و...

شاهگوش 1392

کله پزی که عشقش به استقلال را با هیچ چیز دیگر عوض نمی کند دختری دارد که خواستگاری پرسپولیسی دارد و همین علاقه است که با مخالفت پدر روبرو می شود. در ادامه پدر دختر در تصادفی می میرد و ضارب متواری می شود تنها شاهد اتفاق مردی است با یک چشم که فقط رنگ و نوع ماشین را تشخیص داده است. به همین دلیل تمامی پژوهای سبزرنگ داخل شهر فراخوانده می شوند و داستان وارد فاز کلانتری می شود. افسر پرونده و چند تن از مأمورین کلانتری به دنبال قاتل می گردند. تا اینکه …

سرزمین کهن (سرزمین مادری) 1392

این مجموعه به بررسی تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران از سال۱۳٢١ تا پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بستر زندگی یک پسربچه می‌پردازد که در قالب سه فصل برای پخش آماده شده‌است. در فصل اول سریال، کودکی رهی که شخصیت اصلی سرزمین کهن است به تصویر کشیده می‌شود، که نقش او را علی شادمان بازی می‌کند. رهی بعد از بمباران دهکده محل سکونت‌شان توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده می‌شود. رهی پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران می‌شود. سال‌ها بعد او در یک خانواده توده‌ای بزرگ می‌شود، اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی او به یک خانواده درباری سپرده می‌شود. در این خانواده است که او رفته رفته به هویت خود پی می‌برد. همین باعث می‌شود به یک خانواده دیگر که مذهبی هستند، سپرده شود، اما این پایان ماجراهای او و اطرافیانش نیست.

معصومیت از دست رفته 1382

داستان این سریال، به سده نخست هجری برمی‌گردد و با محوریت شخصیتی به نام شوذب شکل می‌گیرد.شوذب از یاران علی است، منتهی اکنون خزانه‌دار کوفه و امویان شده‌است. این سریال شوذب را در میانه عشق بین دو زن ترسیم می‌کند.
اولین زن ماریا است که زمانی مسیحی بوده‌است و خاطرات شیرینی از دوران خلافت علی دارد که به منزل آنها سر می‌زده‌است و دستگیر فقر و تنگدستی‌شان بوده‌است. دیدن شوذب، ماریا را به یاد علی می‌اندازد و همین بتدریج علاقه او را به شوذب شکل می‌دهد. ماریا که پس از مرگ مادر به دیر سپرده شده و به قالب راهبه مسیحی درآمده است، همچنان دل در گرو عشق شوذب دارد و برایش پیام‌هایی عاطفی می‌فرستد و در مواجهه بین این دو، شوذب نیز گرفتار عشق ماریا می‌شود.

اما زن دوم یک یهودی است به نام حمیرا که با شمایل کولی‌وار خویش، دل شوذب را می‌فریبد و او را بتدریج با وسوسه به راهیابی بیشتر به دستگاه خلافت امویان، از ایمان دور می‌سازد.

به این ترتیب این سریال در یک عرصه دوسویه شکل می‌گیرد: سویه‌ای که نهایتش به سعادت ختم می‌شود و سویه‌ای که فرجامش جز شقاوت نیست و اکنون شوذب باید بین این تنگنا راهی را برگزیند. شوذب نهایتاً با ماریا ازدواج می‌کند اما به دلیل رفت‌وآمدهای مکرر حمیرا نسبت به او بی محبت شده و ماریا او را ترک می‌کند. ماریا در هنگام زاییدن پسرش از دنیا می‌رود و شوذب نیز با حمیرا ازدواج می‌کند. اما چند سال بعد پسر شوذب، زید، اتفاقی عاشق ربابه دختر حمیرا می‌شود و در این راه کشته می‌شود. شوذب هم دیوانه شده و ربابه را در مجلس عروسیش می‌کشد. اما نهایتاً به وسیله سواری از زندان نجات می‌یابد.