برچسب رضا خندان

گمشدگان 1366

شش مرد براي يافتن كار با لنج عازم كويت مي شوند. يك عتيقه چي كه صندوقي همراه دارد با آن ها همسفر است. ناخداي لنج به قصد ربودن صندوق، آن ها را در جزيره اي رها مي كند و مي گريزد. مسافران در تلاش براي خارج شدن از جزيره به قلعه اي باستاني مي رسند كه جنازه هايي در اطراف آن پراكنده است. عتيقه چي با اصرار براي يافتن گنج و همكاري سه تن از مسافران گنج را مي يابند. در درگيري بين آن ها تعدادي كشته مي شوند و گنج به قعر آب فرو مي رود. سه نفر باقي مانده با قايق جزيره را ترك مي كنند.

رویای جوانی 1381

زوج جواني به نام هاي اميد و رويا در حالي كه با اتومبيل خود جنس قاچاق حمل مي كنند توسط پليس دستگير مي شوند. اميد جريمه و از كار بي كار مي شود. او دوستي خلافكار به نام جواد دارد و از طريق او با دختري به نام مريم آشنا مي شود. مريم، اميد و مهرداد را كه در كار قاچاق است با هم آشنا مي كند. اميد به تدريج وضع مالي اش بهتر مي شود اما زماني كه قرار است براي آخرين بار قاچاق كند دستگير و زنداني مي شود. در همين اوضاع رويا پي مي برد به زودي بچه دار خواهد شد و براي كمك به سراغ مريم و مهرداد مي رود. مهرداد كه ظاهراً از رويا خوشش آمده براي او كاري پيدا مي كند. رويا وقتي مي بيند تنها مانده از دادگاه تقاضاي طلاق مي كند و سپس بچه اش را نيز از بين مي برد. اميد كه متوجه طلاق رويا و مرگ بچه اش شده، در زندان متحول مي شود و از زندان مي گريزد و شروع به جست و جوي رويا مي كند. مريم نيز كه به طور اتفاقي با كمك اميد از مرگ نجات يافته مي گويد مهرداد تمام دارايي اش را بالا كشيده و ظاهراً با رويا قصد دارند از طريق بندري به خارج بروند. آنها مهرداد و رويا را در بندر غافلگير مي كنند. رويا با ديدن اميد احساس مي كند دوباره او را دوست دارد و برخلاف خواسته مهرداد از همراهي با او سرباز مي زند. در اين ميان مريم به خاطر انتقام از مهرداد او را با اسلحه زخمي مي كند. مهرداد نيز مريم را مي كشد و اميد را هم زخمي مي كند. پليس سر مي رسد و همه آنها را دستگير مي كند.