برچسب رضا جعفری

وحشی 1403

سریال «وحشی» داستان فردی به نام داوود اشرف را روایت می‌کند که به‌طور اتفاقی مرتکب قتل می‌شود و به زندان می‌افتد. این اتفاق، زندگی و شخصیت او را دگرگون می‌کند و مسیر زندگی‌اش را به‌سوی تاریکی و خشونت می‌کشاند. در ادامه، داوود به یک قاتل زنجیره‌ای تبدیل می‌شود؛

فرمان 1381

این مجموعه تلویزیونی، روایت طنزگونه ای از زندگی خانوادگی مردی به نام فرمان (اسماعیل محرابی) است که ثبات فکری و شخصیتی چندانی ندارد. او که راننده تاکسی اس ، با همسرش مهری، (اکرم محمدی) و فرزندانش روزگار می گذراند. زندگی او با اوج گرفتن دخالت های مادرش، ملوک خانم (فخری خوروش) که خود را منتسب به دربار قاجار می داند و خواهرش مینا (کمند امیرسلیمانی) از یک سو و برادرهای قلدر همسرش از سوی دیگر وارد مرحله ای جدید می شود و به دنبال آن ، اتفاقات گوناگونی می افتد.

حیثیت گمشده 1402

داستان با تلف شدن بچه ای با آرام بخش به دست هاجر آغاز می شود. هاجر و امیر چند سالی بچه دار نمی شوند به دردسر بزرگی می افتند و بیرون آمدن از آن برایشان سنگین تمام می شود.

هما 1386

هما زن خیری است که به بچه‌های یتیم و بی‌سرپرست کمک می‌کند و فرشته را هم تحت سرپرستی خود گرفته است. او سهمیه سفر حج خود را به پیرزنی به اسم بدری می‌بخشد و همان روز به زنی برخورد می‌کند که شوهرش به علت عدم رضایت خانواده مقتول در زندان به سر می‌برد و زن برای آزادی شوهرش، تصمیم گرفته دخترش را به عقد پیرمرد ثروتمندی درآورد. هما خیلی سعی می‌کند رضایت خانواده مقتول را بگیرد از طرفی حضور فرشته مرگ را مدام حس می‌کند و در نهایت به ابدیت می‌پیوندد.

آتش بس در بیمارستان 1388

دکتر معتمدی ریاست بیمارستان برای شرکت در یک همایش عازم ژنو می‌شود. اعضای هیئت مدیره طی جلسه‌ای تصمیم می گیرند موقتا خانم دکتر شاکری را به عنوان مدیریت بیمارستان برگزینند. ماشامنش یکی از سهامداران و اعضاء هیئت مدیره با این موضوع مخالف است و در این راستا با کمک مش تیمور نگهبان بیمارستان شخصی به نام داود را اجیر می‌کند و داود نیز با کارشکنی و خرابکاری در بیمارستان سعی دارد مدیریت خانم شاکری را زیر سوال ببرد

سفر خوش 1383

«لطفعلی خان سخاوت» پیرمرد ثروتمند و خسیسی است که ماهی یکبار سکته می ‎کند. وی یک پسر قلچماق و لوطی مسلک به نام اکبر و سه دختر و سه داماد دارد که آرزوی مرگ وی را دارند. از طرفی یک جوان ساده و دست و دلباز به نام «پیروز» نیز خواستگار دختر کوچک او «توران» است. «بهروز» و «فیروز» داماد های «لطفعلی خان» پدر زن خود را به کیش دعوت می‎ کنند تا شاید با عدم اجرای دستورات دکتر، او را بکشند و …

منطقه ممنوعه 1373

«رسول» يكي از مأموران زبده اطلاعاتي براي دستيابي به اخبار فوق سري وارد خاك دشمن مي‌شود. در همان آغاز مأموريت خود متوجه مي‌شود كه جمعي از مخبرين به اسارت گرفته شده‌اند. او براي كسب اطلاعات وارد اردوگاه مي‌شود و در آنجا با يك سروان عراقي رو در رو مي‌شود و با ترفندي خاص در حاليكه اطلاعات مورد نظر را به دست آورده، همراه با سروان عراقي از اردوگاه فرار مي‌كند. حال نيروهاي بعثي با تمام قوا مي‌كوشند مانع رسيدن آن‌ها به ايران شوند...

ملودی 1386

دختران حاج عزت گاراژدار، برخلاف میل و نظر پدرشان و دور از چشم او به دنبال مهمانی و پارتی هستند، در یکی از مهمانی ها، جوانی به نام اشکان، خواستگار دختر دوم حاج عزت می شود، اما با مخالفت وی مواجه می شود. اشکان حاضر نیست از نظرش بگذرد پس در یک کشاکش طولانی و طی ماجراهایی، سرانجام نظر مساعد حاج عزت را به دست می آورد...