رهایی 1393
گروگانگیرانی باهوش و سریع اقدام به گروگانگیری میکنند تا به خواستههای خودشان از طریق گروگانها برسند ولی شرایط برای آنها آنطور که میخواهند پیش نمیرود و با ورود یگان ویژه پلیس (نوپو) به ماجرا اتفاقاتی دیگری رخ میدهد
گروگانگیرانی باهوش و سریع اقدام به گروگانگیری میکنند تا به خواستههای خودشان از طریق گروگانها برسند ولی شرایط برای آنها آنطور که میخواهند پیش نمیرود و با ورود یگان ویژه پلیس (نوپو) به ماجرا اتفاقاتی دیگری رخ میدهد
این سریال به شکل همزمان به روایت سه داستان از اسطورههای ایران باستان همانند نبرد رستم و اسفندیار، زندگینامه فردوسی و زمانهٔ او، و ظهور اسلام میپردازد.
داستان مردی به نام «ذبیح» را روایت میکند که علاقه عجیبی به داشتن ماشین دارد و در این راه همه تلاشش را به کار میگیرد تا پولی جمع کند تا به مدد آن بتواند ماشینی خریداری کند و به این وسیله در زندگیش تحولی ایجاد کند. او به این آرزو عمری را چایفروش لب خط بودهاست. ذبیح سرانجام موفق میشود پس از مدتها پول ماشینش را جمعآوری کند اما همزمان در روز خواستگاری دخترهایش پولها به سرقت میرود و این آغاز ماجراهای «آقاذبیح» ما و دیگران است
امیرحسین مدیر یک شرکت پخش دارویی است که متعلق به همایون فرزین میباشد. امیرحسین از کودکی در خانه همایون فرزین بزرگ شدهاست و عاشق آیدا دختر فرزین است. پسر فرزین که از امیرحسین کینه به دل دارد و رابطهاش با پدرش خوب نیست و به کمک دوستانش از شرکت پدرش دزدی میکند که در حین آن امیرحسین سر میرسد و با ضربه دزدان به کما میرود و سعی میکنند جسد او را در مکانی دور از بین ببرند. شواهد و مدارک دزدی علیه امیرحسین گواهی میدهد. اما روح او که اکنون از جسمش جدا شده با حضور در رویاهای آیدا، دختر فرزین و معشوقه خودش سعی میکند آنان را مطلع سازد که در گندمزاری در ۵ کیلومتری بهشت زهرا در حال مرگ است، نهایتاً امیرحسین با کمک روح دختری به نام مینا که در حال زندگی نباتی است، آیدا را از محل جسدش باخبر میسازد و با انتقال به بیمارستان نجات مییابد. در این میان همایون فرزین پدر آیدا نیز بر اثر سکته قلبی میمیرد و روحش آیدا و همسرش را به امیرحسین میسپارد. امیرحسین هم پس از آن که بهبود مییابد نزد والدین مینا رفته و با دادن نشانیهایی از او آنان را قانع میکند که اعضای بدن دخترشان را که خودکشی کردهاست، اهدا کنند.مینا نیز که شاد است به خواب امیرحسین آمده و از او تشکر میکند.
این سریال که داستانی اجتماعی با رگه های کمدی دارد، پوریا پورسرخ و مریم مومن در آن ایفاگر نقش زوجی هستند که در زندگی با چالش هایی جدی روبرو می شوند. در کشاکش این چالش ها ، حوادث و اتفاقاتی برای آنها رخ می دهد که گاه زمین می خوردند و گاه بر میخیزند ، اما کسی نمی داند سرنوشت برای آنها چه رقم زده است
بعد از استعفای هیئت مدیره تعاونی مسکن و تعیین تکلیف نشدن واگذاری ده قطعه زمین بعد از ده سال ریاست اداره به معاون جدید خود برای تقسیم ده قطعه زمین بین کارمندان اختیار تام میدهد اشترخانی که از طرف علمشیر صاحبخانه که از قضا پدر اسفندیار دامادش هم است، تحت فشار برای تخلیه خانه و تعیین روز عروسی قرار گرفتهاست تلاش خود را بیشتر مینماید تا بلکه نظر معاونت جدید رو برای گرفتن یک قطعه زمین جلب کند؛ البته این کار و تلاشهای که میکند باعث دردسرهای فراوانی هم برای خودش و اطرافیان میشود.
پیام تبریک میلاد حضرت محمد سعی شده تمام پیام های تبریک بازیگران در اینجا جمع شودميلاد ِ رسول ِ نور و مهرباني خجسته و روشن…باشد كه دل و چشم و جهانمان،به نور رهنمود هاشان روشن باشد.منبع : سوری فانبرای مشاهده…
محبوبه دختر جوانیست که با ناپدریش مصیب زندگی می کند. قدرت دوست مصیب است که بخاطر بدهکاریش می خواهد محبوبه را به عقد یک پیر مرد در آورد ولی محبوبه فرار می کند و به خانه بزرگی در شمال شهر میرود . صاحبخانه هما خانم که بخاطر تصادف همسر و دخترش را از دست داد ه و خودش هم نابینا شده فکر می کند که دخترش بهار زنده است و ...