ای دوست مرا بخاطر آور 1387
قصه در خصوص زوج جوانی بنام اکرم و مهدی است .آنها با نوعی شرط بندی در شب عروسی باعث نا ملایمتهایی در طول زندگی میشوند و...
قصه در خصوص زوج جوانی بنام اکرم و مهدی است .آنها با نوعی شرط بندی در شب عروسی باعث نا ملایمتهایی در طول زندگی میشوند و...
این مجموعه به بررسی تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران از سال۱۳٢١ تا پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بستر زندگی یک پسربچه میپردازد که در قالب سه فصل برای پخش آماده شدهاست. در فصل اول سریال، کودکی رهی که شخصیت اصلی سرزمین کهن است به تصویر کشیده میشود، که نقش او را علی شادمان بازی میکند. رهی بعد از بمباران دهکده محل سکونتشان توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده میشود. رهی پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران میشود. سالها بعد او در یک خانواده تودهای بزرگ میشود، اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی او به یک خانواده درباری سپرده میشود. در این خانواده است که او رفته رفته به هویت خود پی میبرد. همین باعث میشود به یک خانواده دیگر که مذهبی هستند، سپرده شود، اما این پایان ماجراهای او و اطرافیانش نیست.
چند جوان، به واسطهٔ مهارتهایشان وارد چالش آدرنالین میشوند و این سرآغاز رفاقت میان آنهاست، فارغ از اینکه چالش آدرنالین از طرف یک مافیای بزرگ و پرقدرت طراحی شدهاست و ماجراهای غیرقابل پیشبینی را رقم میزنند. این جوانها هر کدام با مهارتی ویژه در این چالش شرکت کردهاند، مصطفی زمانی در نقش نوید در مهارت موتورسواری تبحر ویژهای دارد، سارا بهرامی در نقش رها در رشتهٔ پارکور فعالیت میکند، سارا بهرامی فرزندی دارد کر و لال، هدی زین العابدین در نقش گیسو دختری است عاشق هیجان و تجربههای خطرناک، که در رشتهٔ آفرود فعالیت میکند، پوریا رحیمی سام در نقش کاظی (کاظم) خوانندهٔ سریال میباشد که هم در طول سریال مشغول فعالیت خوانندگی هست و هم تیتراژ پایانی سریال را خواندهاست، کاظی مهارت خاصی در نفسگیری در آب دارد، بانیپال شومون در نقش دانیال ایفای نقش میکند، دانیال فعالیت بوکس دارد و همچنین صاحب یک باشگاه اسبسواری هست، دانیال در طول سریال رابطهٔ احساسی با خواهر نوید (نازنین) پیدا میکند.
مینا وقتی که دانشجو بوده با استادش مرتضی ازدواج میکند و پس از ده سال زندگی مشترک با وی، می خواهد از او جدا شده و برای ادامه تحصیل به به خارج برود، اما مرتضی که از این اتفاق خوشحال نیست، تمام تلاش خود را برای منصرف کردن او از تصمیمش به کار میگیرد ولی با بازگشت خواهر مینا از خارج و مریض شدن مادر مرتضی اتفاقات تازه ای رقم میخورد...
يحيي به اتهام قطع کردن دستگاه تنفس همسرش در دوران کما و قتل او يکسال در زندان بوده، اما بدليل نبودن مدرک از زندان آزاد شده است و خود او معتقد است که همسرش چنين چيزي را خواسته است. همين جريان کدورت و کينه اي را بين يحيي و خانواده ماهرو بوجود آورده و برادر ماهرو مدام در پي گرفتن انتقام از اوست و اين پرسه زدن هاي کينه توزانه برادر ماهرو در پيرامون زندگي يحيي تا پلان پاياني ادامه دارد. يحيي دلبستهي دختري شده که به تازگي به کارخانه ريسندگي آمده و با او ازدواج ميکند؛ اما روح ماهرو همچنان با آنهاست.
زوجی بعد از دوازده سال زندگی، حالا به نوعی یکنواختی در زندگی رسیدهاند. دکتر امیرحسین به همسرش شهلا خیانت و منشیِ خود را صیغه کردهاست. شهلا از این موضوع، مطّلع میشود و سعی میکند که با برانگیختن حسادتِ وی، او را از این کار بازدارد. شهلا در حادثه ای به خواستگار اولش برخورد و یادِ عشق قدیمی را زنده میکند و تصمیم میگیرد که این راه را تا آخر خط،طی کند اما...
این فیلم درباره کارخانه شکلات سازی است که به پارسای ۱۳ ساله ارث می رسد و پارسا با کمک دوستان خود سعی در اداره آن دارد.
داستان فیلم دربارهٔ زوجی جوان است که درگیر یک دوره بیکاری و بیپولی میشوند و سعی در حل مشکلات دارند، اما تلاش آنها اوضاع را پیچیدهتر میکند.