برچسب رضا ایرانمنش

اشک نرگس 1394

این فیلم داستان زندگی خبرنگاری را روایت می‌کند که بازمانده جنگ ایران و عراق است. وی دچار چندگانگی در اجتماع و حتی هم دوره‌ای‌های خود شده و در این بین عاشق همکار خود می‌شود.

دکل 1374

آبادان در محاصره دشمن و زير آتش مداوم قرار گرفته است. گروهي از نوجوانان بسيجي زير فرمان حميد، تصميم به نابود كردن دكلي مي گيرند كه شهر را مورد حمله هاي پياپي قرار مي دهد. شهر به تدريج تخليه مي شود و در اين ميان خانواده حميد نيز تصميم به ترك شهر مي گيرند. اما زهرا، خواهر حميد، حاضر به ترك شهر نيست و تصميم دارد در كنار برادرش، در برابر دشمن مقاومت كند. با پافشاري هاي بسيار زهرا، او هم در آبادان مي ماند و در ياري رساندن و مداواي مجروحان شريك مي شود. امير، دوست حميد كه در كنار وي به مقاومت در برابر دشمن مشغول است، از زهرا خواستگاري مي كند و اين در حالي است كه به اعتقاد حميد، جنگي مي تواند مسأله مهمتري باشد. سرانجام با تلاش بسيجي ها دكل نابود مي شود. زهرا كه مجروح شده با هليكوپتر به بيمارستان منتقل و در همان زمان امير نيز براي شركت در يك عمليات ديگر به جبهه اعزام مي شود.

اگر به عقب برگردم بازیگر نمی‌شوم!

رضا ایرانمنش با اشاره به شرایط نابسامان این روزها در دنیای بازیگری گفت: متأسفانه اوضاع خیلی بد شده است و مطمئنم که اگر به عقب برمی‌گشتم، ممکن بود کشاورز یا راننده تاکسی شوم اما هرگز وارد کار هنر و بازیگری نمی‌شدم.

در «سینمای ایران» دور باطلی را طی کرده‌ایم/ «فیلفارسی» شرف داشت به آنچه که امروز در برخی فیلم‌ها می‌بینیم

سینماپرس: «رضا ایرانمنش» با بیان این مطلب که فیلمفارسی شرف داشت به آنچه که امروز در برخی فیلم‌ها می‌بینیم، گفت: در همان فیلم‌ها، با وجود صحنه‌های کاباره، سیگار و مشروب، دست‌کم قصه‌ای وجود داشت؛ قهرمانی مثل فردین می‌آمد، قصه‌ای روایت می‌شد، تحول شخصیت وجود داشت. اما امروز چه؟ فیلم‌هایی داریم که تنها هدفشان خنداندن مردم به هر قیمتی است.

وقتی مردم ایران در سینما الله‌اکبر گفتند/«ما برای نتیجه نمی‌جنگیم برای تکلیف می‌جنگیم!»

فیلم سینمایی «سجاده آتش» صحنه‌ای دارد که مخاطبانش همزمان با تماشای آن در سالن سینما، احساساتی شده و همراه با رزمندگان حاضر در فیلم، تکبیر و ندای الله‌اکبر سر می‌دادند.