برچسب رضا احمدی

تهران شهر عشق 1397

داستان بصورت یک فیلم اپیزودیک است و سه قسمت دارد که هر قسمت مربوط به یک فرد با داستانی مستقل است. این سه فرد عبارتند از «یک قهرمان بدنسازی سابق»، «یک منشی کلینیک زیبایی و لاغری» و «یک مداح مذهبی افسرده» هر کدام از این سه نفر به نوعی تمایل به عشق و ارتباط در تهران پیدا می‌کنند. با وجود آن که هر یک از این سه شخصیت دارای داستان مستقل و مخصوص به خود هستند اما هر سه داستان در یک موضوع کلی وجه اشتراک دارند. هر سه شخصیت با وجود آنکه سر و صدا و خودنمایی‌های بسیاری در ظاهر از خود نشان می‌دهند، اما در درون خود به شدت از احساس تنهایی رنج می‌برند...

پرونده باز است 1401

داستان فیلم پرونده باز است برگرفته از پرونده‌ای جنایی و پرحاشیه در دهه ۸۰ است. در این فیلم که فضای جنایی و ملتهب دارد، یک نوجوان ۱۵ ساله مرتکب قتل شده و حالا در انتظار حکم دادگاه است.

جادوگر 1400

قدرت و جهانگیر جاعلان معروف که تحت تعقیب پلیس میباشند با لباس و چهره مبدل قصد دارند از کشور بگریزند اما درمیان راه دچار ماجراهایی میشوند که ...

خواب زده 1397

ستاره زنی است که دستی در کار خیر دارد؛ هما یکی از دختران کانون اصلاح و تربیت است که به همت ستاره از زندان آزاد می شود. رها(شیطان خواب) در ذهن هما نفوذ کرده و او را وارد زندگی شخصی ستاره می کند و...

رفتن 1395

فرشته و نبی عاشق هم هستند. اما فرشته مجبور است به به همراه خانواده اش از افغانستان به ایران برود. نبی هم تصمیم میگیرد به خاطر فرشته به ایران برود و غیر قانونی از مرز ایران عبور کند.

آسمان هشتم 1389

خالده زني باكويي است كه همراه با پسرش قربان و دختر كر و لالش زلفيه به مشهد سفر مي كنند تا ناراحتي قلبي قربان مداوا شود. سكته شديد قلبي قربان، باعث بستري شدنش در بيمارستان مي شود. رحمت كه دانشجوي پزشكي است به آنها در ترجمه زبان و تأمين هزينه بيمارستان كمك مي كند. رحمت كه به مهاجران و پناهندگان فقير و بيمار افغاني نزديك مرز نيز كمك مي كند، در مسير سفر به مرز، مورد حمله قاچاقچيان قرار مي گيرد و از شدت جراحت به كما مي رود و در همان بيمارستاني كه قربان به سر مي برد، بستري مي شود. پدر رحمت، رحمان كه خادم حرم امام رضا (ع) است،‌ در حين حضور در بيمارستان، با خالده و خانواده اش آشنا مي شود و به تدريج متوجه كمك هاي رحمت به آنها مي شود. آنها همگي به حرم مي روند و درخواست شفا براي پسران‌شان مي كنند. تيم پزشكان به رحمان اطلاع مي دهد كه اميدي به بهبود رحمت نيست. رحمان با پيوند قلب پسرش به قربان، او را از مرگ نجات مي دهد. خالده و فرزندانش قبل از عزيمت به آذربايجان، در حرم با رحمان ملاقات مي كنند تا او صداي قلب رحمت را از سينه قربان بشنود.

شنل 1395

این فیلم داستان زنی به نام صحرا(باران کوثری) است که در ابتدای قصه همسر خود را از دست می‌دهد و برای رسیدگی به اموری به محل کار همسرش می‌رود و در آن‌جا متوجه می‌شود که همسرش با شناسنامه شخص دیگری به نام طاهر (رضا بهبودی) که نام فامیلیش با همسر صحرا یکی بوده و برایش کار می‌کرده، او را به عقد خود در آورده است، و حالا چون هنوز صاحب شناسنامه زنده است، صحرا می‌خواهد که نام او را از شناسنامه خود پاک کند، پس دوستانه این موضوع را با طاهر مطرح می‌کند، اما طاهر به فکر اخاذی کردن از صحرا می‌افتد...