برچسب رضا آحادی

کسوف 1386

در فیلم کسوف قصه دختر‌بچه‌ای روایت می‌شود که توسط پرستارش ربوده شده و همین عامل پای پلیس را به ماجرا می‌کشد. با ورود پلیس قصه شکل دیگری پیدا می‌کند. وقتی پلیس وارد ماجرا می‌شود با چند گزینه روبه‌رو می‌شود، این که پرستار بچه را دزدیده، دوم این که کودک توسط ناپدری دزیده شده، گزینه بعدی پلیس این است که مادر با آدم‌رباها هم‌دست است و اما گزینه چهارم که آیا اصلا کودکی وجود دارد!

سرشاخ 1387

فرهاد شکیبا مربی سخت‌گیر بسکتبال است که با مادر بهنام نادری، نویسنده جوان ازدواج می‌کند. بهنام که مخالف ازدواج مادرش است با فرهاد اختلاف بسیاری پیدا می‌کند و در نهایت مادر منزل را ترک می‌کند. بهنام و فرهاد بعد از یک درگیری و مشاجره با هم آشتی می‌کنند و مادر نیز به خانه برمی‌گردد.

رمضان آن سال 1393

فیلم «رمضان آن سال» ماجرای خانمی به نام «مریم» است که بر خلاف نظر برادرش قصد دارد مراسم یادبود مادرش را در خانه پدری و با حضور همه اقوام و همسایه ها برگزار کند اما مشکلاتی برای اجرا شدن این تصمیم بر سر راه او قرار می گیرد.

مسافرت 1389

داستان این فیلم حول روابط خانوادگی و جامعه امروز است و دغدغه های پدری را روایت می کند که روابط خانوادگی اش دچار بحران شده و صمیمیت و یکدستی خانواده را در معرض خطر می بیند. پدر تصمیم می گیرد در یک سفر به تحکیم روابط خانواده اش بپردازد که در طول سفر اتفاقاتی برای این خانواده چهار نفره می افتد...

یک سفر به خصوص 1391

ویلایی در شمال به طور موقتی والبته اتفاقی در اختیار چند خانواده که قوم و خویش هستندقرار می گیرد..مردها بخاطر مشغله های کاری نمی توانند تمام وقت کنار خانواده شان باشند اما با هزار شرط و شروط می پذیرند که همسرانشان به همراه مادربزرگ خانواده چند روزی را آنجا در کنار هم بگذرانند . زن ها طی پرحرفی های شبانه و تعریف داستانهای ترسناک ،به همسایه ویلای دورتر مشکوک میشوند و او را مردی خطرناک و خلافکاری می پندارند و…

چهار حرفی 1389

تغییر روند زندگی سخت نادر بستگی به انجام معامله سندهایی دارد که توسط یکی از اقوام زنش به او سپرده شده است اما در راه انجام این معامله کامران سد راه اوست.

سیب سنجد سمنو 1389

این فیلم داستان دو خانواده را روايت مي‌كند . پسر بچه‌اي 10 ساله از يك خانواده تصوري براي خود دارد كه در خانه‌ي خانواده‌اي ديگر گنجي را پيدا كند؛ بنابراين براي پيدا‌ كردن گنج به آن خانه مي‌رود و نقشه‌هايي را دنبال مي‌كند كه هر كدام به نشانه‌هايي از هفت‌سين عيد مربوط مي‌شود.