همسر رضا (فاطی) بدنبال طلاق گرفتن از اوست. آنها برای طلاق خود پیش یک قاضی می روند و در تلاشند تا نشان دهند که تفاوت های غیرقابل انکاری با یکدیگر دارند. در انتها فاطی فقط باید ثابت کند که باردار نیست تا حکم طلاق جاری شود.پس از 9 سال زندگی مشترک رضا بشدت احساس تنهایی می کند و مسیر خود را گم کرده است. بذر تردید توسط قاضی در فکر رضا کاشته می شود که به آنها اعلام میکند " طبق قوانین اسلامی ، زوجین سه ماه و ده روز فرصت دارند برای تغییر نظر و ابطال حکم طلاق وقت دارند". فاطی حتی نمی داند چرا می خواهد رضا را ترک کند. او فکر می کند که رضا دیگر برای او جذاب نیست.
رضا با دلشکستگی در ساعات پایانی شب به کافه ای می رود. آنجا خدمتکار جوانی را در حال گریه می بیند و سعی می کند تا با او آشنا شود اما بعد متوجه می شود که آن دختر صاحب کافه است. ویولت (ستاره پسیانی) با اینکه با رضا اختلاف سلیقه دارد (او تفریحات خارج از محیط های بسته دوست دارد اما رضا از پیاده روی و ماهی گیری متنفر است) اما قبول می کند که دوباره او را ملاقات کند. آنها با هم وارد یک رابطه ی احساسی می شوند. دقیقا زمانی که رضا آماده می شود تا ویولت را به منزل خویش دعوت کند ، سر و کله ی فاطی پیدا می شود و رضا به شکل غیرمحترمانه ای ویولت را رد می کند.
در پایان فیلم رضا زن سومی (نسیم میرزاده) را تحت شرایطی عجیب ملاقات میکند.آنها با هم در حال اسب سواری هستند که ناگهان رضا مریض شده و او رضا را به بیمارستان می برد. او ابتدا بنظر می رسد که مُرده است اما توسط یک شاهزاده ی زیبا به زندگی بازگشته و شاید همین راهی برای ادامه نسل او باشد.