برچسب رسول عظیمی

این جمعیت قابل کنترل 1402

مادری ۸۰ ساله در خانواده‌ای پر جمعیت در جنوب شهر همیشه در آرزوی سفر به مکه و زیارت خانه خدا بوده است. پسر کوچک او بعد از چند سال موفق می‌شود نوبت سفر حج شخص دیگری را برای مادر خریداری کند. همه‌ی خانواده با خوشحالی در حال تدارک سفر مادر هستند. اما پسر بزرگ خانواده ناخواسته اتفاقی را رقم زده که مادر به هیچ عنوان نمی‌تواند به این سفر برود. هیچ کس قادر به گفتن حقیقت به مادر نیست. تا اینکه نوه پسری، در کمال ناباوری و به دور از چشم بقیه‌ی خانواده، مادر را به آرزویش می‌رساند.