روزهای بد به در 1393
اردشیر، سرایدار مدرسه است و برنامهریزی کرده تا مراسم عروسی پسرش را شب عید در مدرسه برگزار کند. اما ناگهان حکم بازنشستگی او میآید و خانواده باید مدرسه را تخلیه کنند. همین مساله باعث میشود برنامهریزی کارها به هم ریخته و ...
اردشیر، سرایدار مدرسه است و برنامهریزی کرده تا مراسم عروسی پسرش را شب عید در مدرسه برگزار کند. اما ناگهان حکم بازنشستگی او میآید و خانواده باید مدرسه را تخلیه کنند. همین مساله باعث میشود برنامهریزی کارها به هم ریخته و ...
این سریال روایتگر یک مرد کارخانهدار به نام تابش است که با ماجراهای متعددی روبهرو میشود. او آدم خودساختهای است که کارش را از صفر شروع کرده، اما اکنون که کارخانهاش توسعه یافته از طرفی با مشکلی به نام واردات بیرویه جنسهای خارجی روبهروست و از طرفی اطرافیان و دشمنان دیرینهاش تصمیم دارند او را با پاپوش ورشکسته کنند.
مادر ميانسال كه فرزندش از ايران رفته و در محل كارش با يكي از بيمارانش مشكل دارد. شوهر او ميخواهد نويسنده شود. زن احساس تنهايي و بيپناهي دارد، و اين باعث ميشود روزهاي زندگياش سرد و ملالآور شود.