برچسب رسول توکلی

معمای شاه 1394

این سریال داستان به قدرت رسیدن رضاشاه پهلوی و محمدرضاشاه پهلوی در ایران و از زمان بازگشت محمدرضاشاه پهلوی از مصر، پس از ازدواج با ملکه فوزیه تا انقلاب ۵۷ و پیروزی انقلاب اسلامی به تصویر می‌کشد.

یاور 1400

یاور چلویی مدیریت رستورانی دارد که پسرش در آن مشغول به کار میباشد. پسرش دست به ازدواج دوم زده و بین او و پدرش در این زمینه اختلافاتی رخ میدهد. شاه میز رفیق صمیمی یاور در دانشگاهی که سرایدار آن میباشد به قتل میرسد. یاور پسر خود را مظنون در این کار میداند...

شیرک 1366

روستاي محل سكونت «شيرك» مورد هجوم گرازها است. پدر شيرك را گرازها كشته اند. حاج خالو دشتبان روستا نيز به دليل پيري و كم سو بودن چشم نمي تواند به خوبي انجام وظيفه كند. شيرك به قصد كمك به حاج خالو، سگي را با مقداري خرما از كولي ها تاخت مي زند و به اتفاق دوستش، كرمك، سگ را رام مي كند، شبي كه شيرك و سگ شكاري اش به كمك حاج خالو، رفته اند گرازها به جاليز هجوم مي آورند. حاج خالو، شيرك و سگ به جان گرازها مي افتند و آن ها را تار و مار مي كنند.

رانده شده 1368

مرد عطاري پس از شش دختر صاحب فرزند پسري مي شود و اسم او را اصلان مي گذارد. توجه و تربيت پدر به نحوي است كه اصلان لوس و بي بند و بار مي شود. پدر او را از خود مي راند و اصلان زادگاهش را ترك مي كند و با پيرمردي به نام مرشد همراه مي شود. اصلان در آبادي بين راه با دختري ازدواج مي كند،‌ اما همچنان بي بند و بار است. در نتيجه ي‌ موعظه هاي مرشد تجاربي مي آموزد و پس از پشت سر گذاردن خطرات و مشكلات فراوان به توصيه ي‌ مرشد و همراه او، به زادگاهش باز مي گردد و با پدرش ديدار مي كند. مرشد به راه خود ادامه مي دهد و اصلان در كنار همسرش در زادگاهش مي ماند.

عبور از میدان مین 1362

گروهاني از نظاميان موفق مي شوند در يكي از قلعه هاي مهم دشمن مستقر شوند. دشمن قلعه را محاصره و اطراف آن را مين گذاري مي كند. افراد درون قلعه با كمبود مهمات و آذوقه روبه رو مي شوند. يك افسر ارتش، كه تخصص اش خنثي كردن مين است، با دو تن ديگر، براي رساندن ملزومات به افراد درون قلعه، عازم منطقه مي شوند و پس از خنثي كردن مين هاي كار گذاشته شده كاميون حامل مهمات و آذوقه را به نيروهاي محاصره شده مي رسانند.

تاراج 1363

زينال بندري ـ قاچاقچي سابقه دار ترياك ـ توسط ستوان احمد، رئيس اداره ي مبارزه با مواد مخدر، دستگير و روانه ي زندان مي شود اما با پرداخت رشوه محكوميت خود را به حبس تقليل مي دهد و پس از يكسال به دليل خوش رفتاري آزاد مي شود. بار دوم كه به زندان مي افتد تصميم مي گيرد ستوان احمد را در دستگيري قاچاقچيان ياري دهد. او با كمك احمد شبكه ي توزيع ترياك را متفرق مي كند. دوستي گرمي بين احمد و زينال برقرار مي شود، احمد درمي يابد كه پسر زينال نيز معتاد به هروئين است زينال پسرش را در زيرزمين خانه حبس مي كند تا او را ترك دهد. در پايان زينال و احمد سردمداران توزيع هروئين را از پا در مي آوردند و هر دو كشته مي شوند.

پنجمین سوارسرنوشت 1359

محسن جوان ورزشكار، كه درخانواده اي فقير زندگي مي كند، به گروهي مذهبي وابسته و به فعاليت هاي سياسي كشيده شده است. سازمان امنيت براي نابود كردن او، با طرح نقشه اي محسن را به اعتياد مي كشاند. محسن يك شب درحال چاپ اعلاميه به محاصره مأموران مي افتد و پس از درگيري دستگير مي شود. در زندان به دليل اعتياد اعضاي گروهش را لو مي دهد. پدر محسن براي يافتن فرزندش به تمام مراكزي كه قاچاقچيان فعاليت دارند سر مي زند، اما نشاني از او نمي يابد. چندي بعد او پسرش را با وضع فلاكت باري در فاحشه خانه اي مي يابد و پس از اظهار ندامت پسر، تصميم مي گيرد او را براي درمان به مشهد ببرد و از حضرت رضا براي درمانش استمداد بخواهد، اما در كوران انقلاب مشهد در اوج تظاهرات خياباني است. پليس در تعقيب گروهي از تظاهر كننده ها به حرم امام رضا يوروش مي برد و عده اي از آنها دستگير مي كند. محسن نيز كه به ضريح بسته شده دستگير مي شود. در زندان مبارزه بر ضد نظام سلطنتي را ادامه مي دهد و پس از آزادي زنداني ها، محسن كه اعتيادش را ترك كرده، به آغوش خانواده باز مي گردد.