خون بها 1387
ناصر پس از سالها زندگی در خارج از کشور و به دلیل بچه دار نشدن و نپذیرفتن بچه پرورشگاهی از همسرش جدا می شود. و در ایران ازدواج مجدد می کند. در شب عروسی خودرو ناصر با تاکسی تصادف می کند که حامل یک زن باردار است. در حادثه زن فوت می کند و…
ناصر پس از سالها زندگی در خارج از کشور و به دلیل بچه دار نشدن و نپذیرفتن بچه پرورشگاهی از همسرش جدا می شود. و در ایران ازدواج مجدد می کند. در شب عروسی خودرو ناصر با تاکسی تصادف می کند که حامل یک زن باردار است. در حادثه زن فوت می کند و…
عاطفه که علاقه زیادی به همسرش بهزاد دارد، تلاش میکند که او را از زندان آزاد کند اما با آزادی بهزاد دردسرهای دیگری آغاز می شود. مکافات بی پولی که عشق را تحت تاثیر خودش قرار می دهد…
تفاخر ماجرای فرد خیری را روایت می کند که معمولاً کارهایش را بزرگ جلوه می دهد.
ترکیبی از سینمای واقعگرا و انیمیشن در فضایی فانتزی که داستان جستجوی دو پسر بچه را نشان میدهد. سینا که به دلیل جنگ با آدمهای بد و آسیب دیدن به بیمارستان رفته، با پسری به نام سپهر آشنا میشود. پیرمردی مشکوک به نام بیوک (رضا شفیعی جم) در بیمارستان است که قوطی اسرارآمیزی دارد. سینا و سپهر که نسبت به قوطی کنجکاو هستند، آن را میدزدند و در اتاق دختری غمگین و بیمار به نام ریحانه پنهان میشوند. خاله رؤیا (ترانه علیدوستی) پزشک بیمارستان قصهای دربارهی سنگ سیاهی برای آنان تعریف میکند که زیر درختی دفن است و بیماران را شفا میدهد. سینا و سپهر سنگ سیاهی را در اتاق بیوک پیدا میکنند و با دفن آن زیر درخت، برای ریحانه دعا میکنند. با جادوی سنگ سیاه آنان وارد دنیایی خیالی میشوند.
ناصر به جرم قتل به زندان میافتد. در زندان با تقی، فری، هوشنگ و حشمت آشنا میشود. هوشنگ سعی میکند از زندان فرار کند و …