برچسب رزمندگان دفاع مقدس

زیر آتش دشمن هیچکس حاضر به رهاکردن نمازش نشد

گاهی که فاصله بین دو عملیات زیاد می‌شد برخی رزمندگان که عموماً بسیجی و داوطلب بودند، می‌گفتند وقتی عملیات نیست ما در جبهه نمی‌مانیم تا از بیت‌المال هزینه بیشتری برای ما نشود. می‌گفتند ما می‌رویم خانه و هر وقت زمان عملیات شد برمی‌گردیم

عارف ۱۲ ساله بزرگ مردی کوچک بود

با وجود اینکه رضا در جبهه در موقعیت‌های سختی قرار گرفت ولی نه ترس بر او غالب شد نه فکر رفتن به سرش افتاد. او آمده بود تا آخرش بماند. در تخریب همراه بچه‌های تخریب شرکت داشت. کار‌های خدماتی متعدد و شاید خسته‌کننده برعهده می‌گرفت.

کاربرد بمب‌های خوشه‌ای علیه مردم غیرنظامی

استفاده از بمب‌های خوشه‌ای باعث شده بود تا بیشترین خسارت‌ها متوجه نیروی انسانی کارخانجات شود. انفجار‌های پی‌درپی، بسیاری از کسانی را که مجروح شده بودند به شهادت رساند و آن‌هایی را که هنوز سالم مانده بودند، مجروح ساخت

راوی پرحوصله دفاع مقدس

حاج‌حسین همدانی چهره ماندگاری بود که ارزش حفظ و نقل خاطرات و داشته‌های دفاع مقدس و دفاع از حرم را به خوبی درک کرده بود. او با درک توجه به رسانه و انتقال ارزش‌های انقلابی به نسل‌های آتی، به جبهه جنگ نرم ورود یافت و راه را برای دیگر رزمندگان و فرماندهان و راویان باز کرد

خروج سریع از منطقه عملیاتی موجب کاهش تلفات نیروی خودی شد

تقریباً تمام پاییز سال ۶۵ را برای ورود به عملیات کربلای ۴ آموزش دیدیم. ما نیروی آبی- خاکی بودیم، اما آموزش‌های شنا را هم پشت سرگذاشتیم تا در صورت لزوم، به بچه‌های غواص کمک کنیم. آموزش در سرمای پاییزی بسیار سخت بود، ولی به هیچ وجه به سختی شب عملیات نمی‌رسید

کتک خوردن در کلانتری از ما یک انقلابی تمام عیار ساخت

اولین بار در جلسات هیئت هفتگی «حطری‌های مقیم مرکز» که روستایی در محمودآباد مازندران است، متوجه شدم زندگی چیز‌هایی فراتر از کار و ورزش و گوش دادن به قصه‌های ظهر جمعه دارد. آن زمان یک نوجوان ۱۴- ۱۵ ساله بودم که تمام وقتم به کارگری و درس خواندن و ورزش در زورخانه علی تک‌تک حوالی خیابان ۱۵ خرداد فعلی می‌گذشت.