برچسب رزمندگان اسلام

از «نخل‌های بی‌سر» تا «پوتین‌های مریم»

«نخل‌های بی‌سر» نوشته قاسمعلی فراست در سال۱۳۶۱ منتشر شد که از آن به عنوان سنگ بنای جریان ادبیات دفاع مقدس نام می‌برند. در کتاب نخل‌های بی‌سر، «ناصر» شخصیت اصلی داستان در کنار «حسین» به عنوان برادرش و «شهناز» خواهرش باید مقابل دشمن اشغالگر بایستند. خانواده «ناصر» در تب و تاب ماندن یا رفتن سرگردانند

۹۶ زخم تیر و ترکش یادگار من از دوران دفاع مقدس است

جانشین گردان آقای ولیپور ماسکش را در آورد و به رزمنده طلبه‌ای داد و گفت شما طلبه‌اید باید زنده بمانید و برای اسلام تبلیغ کنید. من پاسدارم اگر به شهادت برسم به آرزویم می‌رسم، اما بر اثر شدت آلودگی محیط، همانجا هر دو رزمنده به شهادت رسیدند. واقعاً رزمندگان، دنیایی از ایثار و ازخودگذشتگی بودند

نوجوانی که با یک گلوله بعثی‌ها را فراری داد

بهزاد با آن قد و قواره کوچش وقتی شلیک کرد، گفت یازهرا (س) ... با ذکر الله‌اکبر بچه‌ها پشت خاکریز رفتیم. وقتی بالا آمدم دیدم جمعیت عظیم عراقی در حال فرار است و آر‌پی‌جی اصابت کرده بود. وقتی برگشتم دیدم خمپاره دست راست بهزاد را قطع کرده...

سید‌حسین در اوج گمنامی ماندگار شد 

نحوه شهادت سیدحسن غریبانه است. در واقع این اتفاق در ادامه راهی است که خودش برگزیده بود. او چندین بار در مناطق مختلف عملیاتی شیمیایی و مجروح شد و در نهایت در ۱۰ اسفند ۱۳۶۴ پس از تحمل رنج بسیاری که ناشی از جراحات شیمیایی بود، در بیمارستان امام خمینی (ره) به شهادت رسید. سید‌حسین حتی در بیمارستان هم به دکتر نگفت که شیمیایی شده است...

پیکر شهدای گردان حنظله سال‌ها میهمان رمل‌های فکه بود

سال ۱۳۷۰ اولین گروه تفحص با مسئولیت شهید علی محمودوند که بعد‌ها خود ایشان هم در عملیات تفحص و شهید شدند، به منطقه آمدند و ابتدا شهدایی را تفحص کردند که مثل شهدای منطقه فکه پیکرشان روی خاک‌ها مانده بود

یک میلیون و ۶۰۰ هزار گلوله توپ در فکه تبادل شد 

در طرح عملیات والفجریک اینطور عنوان شده بود که از جبال فوقانی به پایین تا پاسگاه فکه کمی از حالت رملی منطقه کاسته می‌شود. همینطور این محدوده ارتفاعات کمتری دارد و روی هم رفته عبور و مرور نیرو‌ها در این قسمت از فکه راحت‌تر صورت می‌گیرد. در این طرح پیش‌بینی شده بود که امکان تحقق بخشی از اهداف والفجر مقدماتی هم وجود دارد