برچسب رحیم کمری

برای رعنا 1403

عارف موتورسواری حرفه ای است که هدفش ثبت رکوردی تازه در کتاب گینس است؛ اما این مسیر جاه طلبانه هم زمان او را درگیر چالش ها و تنش های عمیق خانوادگی می کند.

مرد عینکی 1402

داستان این فیلم در مورد مردی به نام حلیم است. پلیس وارد خانه حلیم می‌شود و او را از خانه‌اش می‌برد. در زندان، شخصیت حلیم متوجه می‌شود که به دلیل شباهتش به یک تروریست به نام گرگ (The Wolf)، از سوی پنتاگون تحت تعقیب قرار گرفته است.

بی سر و صدا 1403

شخصیت اصلی فیلم، سیامک (با بازی پیمان معادی) مردی ساده، بی ریا و صمیمی میباشد. وی احساس می‌کند توسط آدم‌هایی ریاکار و دروغگو احاطه شده است.

آقای زالو 1404

در دوران پس از پیروزی انقلاب و سال‌های جنگ روایت می‌شود. داستان دربارهٔ پسر جوانی به نام منوچهر جنت‌مکان (با بازی امین حیایی) و دوست گرمابه و گلستانش جمشید (با بازی هادی کاظمی) است. پدر جمشید که آشپز دربار شاه بوده پس از پیروزی انقلاب در زیرزمین خانه‌اش به تهیه مسکرات مشغول است و آن را توسط جمشید و منوچهر به دست مشتریانش می‌رساند. یک روز که منوچهر مشغول رساندن جنس به مشتری است توسط مأموران کمیته دستگیر می‌شود و به زندان می‌رود؛ محمد برادر منوچهر هم که سودای رفتن به جبهه در سر دارد اما او را به خاطر سن کمش به جبهه اعزام نمی‌کنند با عوض کردن شناسنامه خودش و برادرش منوچهر، راهی جبهه می‌شود؛ سال‌ها بعد منوچهر از زندان آزاد می‌شود و در مسیر تازه‌ای قرار می‌گیرد.

سودابه 1398

فیلم سودابه، داستان مهرداد است که با سودابه، خواهر دوست و همکارش سیامک ازدواج می‌کند و او را به خانه قدیمی‌شان می‌برد تا در کنار مادرش زندگی کنند، در این همزیستی آنها با اتفاقات غریبی روبه رو می‌شوند.

رها 1403

توحید ۵۵ ساله به همراه همسر و فرزندانش زندگی متوسطی دارند. تا اینکه یک اتفاق، داستان زندگی آنها را بهم می‌ریزد…

70 سی 1403

برات و پرویز سعی می‌کنند تا یعقوب را که برنده جایزه قرعه کشی بزرگی شده، هرطور هست زنده نگه دارند تا جایزه را هفتاد به سی بین خود تقسیم کنند. با این حال، یک پزشک می‌گوید یعقوب به زودی خواهد مرد و نقشه آنها برای بهره‌مندی از بردهای او پیچیده می‌شود…

مفت بر 1402

این فیلم داستان یک دزدی کلان را روایت می‌کند که در آن، به مسئله اجتماعی اختلاس و پول‌شویی می‌پردازد. هومن که مدیر شرکت چای دبش است، با لو رفتن فسادهای مالی، جایش را با کامران عوض می‌کند تا فرصت بیشتری برای فرار از کشور داشته باشد، غافل از اینکه این تغییر نقش، نمادین بوده و زندگی شخصی‌اش را نیز دچار اختلال می‌کند.