ضدنور 1400
ضدنور داستانهای واقعی به روایت اتفاقات روز جامعه در یک موقعیت کافه بین راهی میپردازد.
ضدنور داستانهای واقعی به روایت اتفاقات روز جامعه در یک موقعیت کافه بین راهی میپردازد.
جوانی ناشناس در حال عکس برداری در یکی از ایستگاههای مرکزی مترو است. وحید مشتاق مسئول اتاق کنترل مترو، تصویر این جوان را از دوربینهای امنیتی می بیند و به او مشکوک میشود. نیروهای امنیتی و انتظامی برای دستگیری جوان ناشناس اعزام میشوند ولی او را نمییابند تا اینکه... .
داستان مردی تقریبا پنجاه ساله به نام وحید را روایت میکند که کارگاه ساخت ابزار تعزیه و عزاداری مثل علم، کتل، چلچراغ و طبل دارد. او این شغل را از پدرش به ارث برده و سالهاست در این زمینه فعالیت میکند، اما درست زمانی که باید وسایل عزاداری یکی از هیاتهای مذهبی را آماده کند با مشکلی روبه رو میشود که حل آن ساده نیست.
این مجموعه تاریخی با اتفاقات اواخر دیماه ۱۳۵۷ شروع میشود و در نقطه ۱۳ آبانماه ۱۳۵۸ به پایان میرسد. این مجموعه دربارهٔ تسخیر سفارت آمریکا و روایتی از به ایران آمدن کیت میلت در سال ۱۳۵۷ و وقایع بعد از انقلاب ۱۳۵۷ ایران است. در این مجموعه به فعالیتهای مصطفی چمران و علی اصغر وصالی نیز توجه شده و از چهرههای شاخص آن زمان به ابراهیم یزدی (وزیر امور خارجه وقت) نیز توجه دارد. همچنین دربارهٔ جریانهای مجاهدین خلق و سایر گروهها و درگیریهایشان اشاره شدهاست.
موضوع این مجموعه تلویزیونی دربارهٔ ماجراهای یک گروه پلیس زبده و ورزیدهاست که در چالش با پروندههای پلیسی، به رویارویی و حل و فصل آنها میپردازند. کاراکترهای مجموعه تلویزیونی شامل چند جوان است که به عنوان نیروهای گشت انتظامی فعالیت میکنند و در سطح شهر با یک اتفاق روبهرو میشوند و آن را پیگیری میکنند…
این سریال داستان به قدرت رسیدن رضاشاه پهلوی و محمدرضاشاه پهلوی در ایران و از زمان بازگشت محمدرضاشاه پهلوی از مصر، پس از ازدواج با ملکه فوزیه تا انقلاب ۵۷ و پیروزی انقلاب اسلامی به تصویر میکشد.
قصه این سریال در دوره پهلوی اول روایت میشود و بزنگاهی از تلاقی عشق، سیاست و مذهب است. در ایامی که عشق رهروان محرم به مسلخ برده می شود و شورشان به یغما می رود، عشقی بی آلایش سر بر میآورد که در دل طوفان بلایای زمانه به ابتلا کشیده میشود و در سایه تزویر و فریب بد خواهان تا مرز نابودی می رود اما در واپسین لحظات چون ققنوسی از میان خاکستر برمی خیزد.
فرشتگان بی بال روایت داستان زندگی خانواده ي حاج فتاح معتمد محل اسـت کـه پسرش نیما یک تعمیرگاه اتومبیل دارد و دخترش نیره دکتر اسـت. لیلا دوست نیره کـه او هم دکتر اسـت نامزد نیما اسـت. نیکان پسر یکی از دوستان قدیمی حاج فتاح کـه سال ها در کشور آلمان زندگی کرده، برای فروش خانه پدری اش بـه ایران آمده اسـت کـه ویروس کرونا باعث میشود بازگشتش بـه تعویق بیفتد و…