برچسب رحمان مقدم

زخمی 1376

مردي به نام يعقوب براي پشتيباني از شاگرد يك قهوه خانه به نام جميل درگير ماجرايي مي شود كه در آن جميل با ضربات چاقو زخمي مي گردد و يعقوب او را به بيمارستان مي رساند اما ديگر خيلي دير شده است. ستوان عزيز تازه، تا پيدا شدن قاتل اصلي، يعقوب را باز داشت و به زندان منتقل مي كند. بعد از گذشت ده سال، يعقوب در پي عفو عمومي آزاد مي شود و به دنبال پسرش يوسف، شهر را زير پا مي گذارد و در مي يابد كه ستوان عزيز تازه كه حالا سرگرد شده بعد از مرگ مادر يعقوب، سرپرستي يوسف پسر خردسال او را به عهده گرفته است و حالا از يعقوب مي خواهد كه شهر را ترك كند. ولي در يك درگيري بين نيروي انتظامي و نديم سركرده ي قاچاقچيان يوسف به گروگان گرفته مي شود. همسر سرگرد عزيز، يعقوب را از ماجرا مطلع مي سازد و يعقوب وارد ماجرا شده و پس از درگيري با نديم، يوسف را آزاد مي سازد و خود كشته مي شود و يوسف هم هرگز مطلع نمي شود كه يعقوب پدر واقعي اش بوده است.

اشک نرگس 1394

این فیلم داستان زندگی خبرنگاری را روایت می‌کند که بازمانده جنگ ایران و عراق است. وی دچار چندگانگی در اجتماع و حتی هم دوره‌ای‌های خود شده و در این بین عاشق همکار خود می‌شود.

آبادانی ها 1371

اتومبيل يك مهاجر جنگي مقيم تهران به سرقت برده مي شود . او همراه پسرش جستجويي نااميد كننده را براي يافتن تنها دارائيش آغاز مي كند . در اين بين او با مردي آسنا مي شود به اقتضاي حرفه اش مي تواند وي را در رديابي اتومبيل مسروقه كمك كند . طي اين جستجو « برنا » پسر مرد نيز در پي يافتن عينك گمشده اش است . جستجوي همزمان پدر و پسر مسايلي را ايجاد مي كند .

عاشق 1385

گوگو (هانیه توسلی) در خانواده فقیری زندگی می‌کند و از راه دزدی روزگار می گذراند. روزی با دزدیدن کیف یک زن، متوجه نامه استخدامی برای پرستاری از چند بچه می‌شود و به هوای دزدی به جای پرستار وارد خانه می‌شود...

شاید وقتی دیگر 1366

مدبر، گويندة گفتار متن فيلم هاي تلويزيوني، روي صفحة « موويلا» در نمايي از يك فيلم مستند همسرش، كيان، را در اتومبيل مرد ناشناسي مي بيند. از طريق دوستانش مرد غريبه، آقاي حق نگر، را كه عتيقه فروش است مي يابد. در ملاقات با حق نگر پي مي برد ويدا، زني كه در فيلم ديده، خواهر دوقلوي كيان و همسر حق نگر است. مدبر كه به كمك دوستانش در تلويزيون و به بهانة تهية فيلمي دربارة آثار عتيقه به خانة حق نگر راه يافته اند. از كيان نيز مي خواهند كه به جمع آن ها ملحق شود. كيان پس از ديدار با ويدا درمي يابد كه پدرشان در كودكي فوت كرده و مادر به دليل تنگدستي كيان را سر راه گذاشته و او را زن و مردي بزرگ كرده اند. كيان پس از بيرون آمدن از خانة حق نگر احساس مي كند كه خود را بازيافته است.

آس و پاس 1395

حسن آس و پاس در مسیر وصول طلب پدر مرحومش از ملک سلمان کلاهبردار، در فضایی فانتزی تبدیل به شخصی رویایی می‌شودعشق به دختر ملک سلمان او را از ادامه ی ماموریتش باز می‌دارد و…