برچسب رامین گودرزی

بی داد 1404

ستی زن جوان علاقه‌مند به موسیقی و خوانندگی در تهران است که می‌خواهد صدایش به‌صورت مستقل شنیده شود. محدودیت‌های موجود بر اجرای عمومی خوانندگان زن، امکان فعالیتی را که او در پی آن است محدود می‌کند و در نتیجه تصمیم می‌گیرد خیابان را به صحنهٔ اجرای خود تبدیل کند. رهگذران نخستین مخاطبان او می‌شوند و با انتشار ویدئوهای اجراهایش، شناخته‌شدن او افزایش می‌یابد.

خدای جنگ 1403

فیلم خدای جنگ روایتی از یک اتفاق واقعی و مهم معاصر در حوزه پیشرفت‌های موشکی ایران را به تصویر کشیده است. خدای جنگ عنوانی است که آمریکایی‌ها به موشکی که ایران در زمان جنگ تحمیلی با اتکا بر توان داخلی تولید کرد، دادند.

رها 1403

توحید ۵۵ ساله به همراه همسر و فرزندانش زندگی متوسطی دارند. تا اینکه یک اتفاق، داستان زندگی آنها را بهم می‌ریزد…

آبی روشن 1402

حاج یونس، صاحب یک معدن فیروزه و پیرمرد خوشنام شهر، قرار است خادم امام رضا علیه السلام شود. سنگ فیروزه عجمی ارزشمندی در معدن پیدا می شود و حاجی قصد دارد آن را هم به آستان قدس هدیه کند. سنگ فیروز دزدیده و نگهبان معدن کشته می شود. حاج یونس به همراه ستاره، همسر دزد فیروزه، مسیر طولانی را برای پیدا کردن فیروزه طی می کند و در این مسیر رازهایی از گذشته حاجی آشکار می شود.

شهباز 1401

«شهباز» درباره یک گروه سایبری است که به دنبال هکری بین المللی هستند. پلیس سایبری با اشراف به این فضا با مجرمین برخورد می کند و به داستان مردمی هم که از آنها سواستفاده شده و مورد نشان افراد خلافکار قرار گرفته اند، می پردازد.

علی البدل 1396

داستان مجموعه علی‌البدل در روستایی تاریخی به نام چشمه قل‌قل اتفاق می‌افتد که دو طایفه به نام آبیاری‌ها و آبناری‌ها در آن زندگی می‌کنند،که از قدیم‌الایام در عین حال که کنار هم هستند،اختلافاتی با هم دارند که باعث شده آبادی رونق چندانی نداشته باشد و اهالی بیشتر درگیر اختلافات خود باشند.تا این که اهالی دو طایفه برای حل مشکلات روستا و اداره آن،شورایی را تشکیل می‌دهند که عضوی به نام علی‌البدل دارد. او در عین این که عضو شوراست،اما حق رأی ندارد.اما این بار خبری مبنی بر برنامه رئیس‌جمهور برای سفر به روستا،آرامش روستا را به هم می‌ریزد.

گیلدخت 1398

این سریال حکایت گلنار و اسماعیل که در میان هیاهو و مهلکه قجری تارو پود دلشون با مهر و محبت هم بافته می‌شود قصه و غصه عاشق و معشوقیه که اگه صد دلیل برای رفتن داشته باشند یه بهونه برای موندن پیدا می کنن و…