هنگامه 1383
این مجموعه به مقوله طلاق در جامعه میپردازد. این مجموعه تلویزیونی متشکل از اپیزودهای مختلف با قصه و شخصیتهای مستقل است که هرکدام به داستانی مجزا میپردازد.
این مجموعه به مقوله طلاق در جامعه میپردازد. این مجموعه تلویزیونی متشکل از اپیزودهای مختلف با قصه و شخصیتهای مستقل است که هرکدام به داستانی مجزا میپردازد.
داستان در هتل دو ستاره مروارید اتفاق میافتد و ماجراهای کارکنان آن با یکدیگر و مشتریان هتل را به تصویر میکشد. هر قسمت مجموعه تعدادی بازیگر مهمان دارد که نقش مهمانان هتل را بازی میکنند و دچار ماجراهایی در شهر تهران میشوند.
این سریال مضمونی خانوادگی و اجتماعی داشته که هر قسمت آن شامل یک داستان جداگانه ای است .
کاشف برای مشارکت در یک کار تولیدی مبلغ هنگفتی را به دوست صمیمی خود، عابدی قرض می دهد و در مقابل از او چکی به همان مبلغ می گیرد . در سر رسید چک، عابدی نمی تواند قرض کاشف را پس بدهد و به دنبال شکایت کاشف، به زندان می افتد . تلاش خانواده عابدی برای گرفتن مهلت از کاشف، به جایی نمی رسد تا این که اتفاقاتی مسیر قصه را کاملاً عوض می کند و ...
علی عمرانی در نقش مردی به نام عطا سی سال بعد از مرگ همسرش در شصت سالگی، مجدداً ازدواج میکند و همسر جدیدش مهشید را که نسرین مقانلو ایفاگر نقش اوست، در منزل مادرزن سابقش اسکان میدهد. در پی این اتفاق، کوروش تهامی قهرمان داستان در نقش پسر عطا تمام ذهنیت و زندگی اش به هم میریزد و در این وانفسا کارش را نیز بر اثر یک سوء تفاهم عجیب از دست میدهد. اختلافات مهشید با مامان پری، مادر همسر مرحوم عطا، ماجراهای رفیع در محل کار، اسکان تدریجی خانواده مهشید در عمارت قدیمی مامان پری و بازگشت برادر او، جمشید، که علیرضا خمسه نقشش را بازی میکند، این جمع ناهمگون را درگیر وقایعی میکند که پیش برنده داستانهای غریب این عمارت است.
در جریان قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، پسربچهای به همراه پدرش در تظاهرات شرکت میکند و با مشاهدهٔ کشته شدن پدرش در این تظاهرات، حافظه اش را از دست میدهد؛ اما...
تصادفي در بزرگراه اتفاق مي افتد كه راننده هر دو اتومبيل، زن هستند. راننده اتومبيل عقبي به علت مصدوميت شديد به كما مي رود. طي بررسي هايي، افسر رسيدگي كننده به پرونده به ماهيت و نحوه تصادف شك مي كند.
دختران حاج عزت گاراژدار، برخلاف میل و نظر پدرشان و دور از چشم او به دنبال مهمانی و پارتی هستند، در یکی از مهمانی ها، جوانی به نام اشکان، خواستگار دختر دوم حاج عزت می شود، اما با مخالفت وی مواجه می شود. اشکان حاضر نیست از نظرش بگذرد پس در یک کشاکش طولانی و طی ماجراهایی، سرانجام نظر مساعد حاج عزت را به دست می آورد...