بو (کوتاه) 1400
بخشی از داستان فیلم دربارهٔ زن دوم و مادری (با نام خانمجانی با بازی نسرین مقانلو) است که عهدهدار مراقبت از فرزندان شوهر و دختر خودش است. خانمجانی که اقتدار و زنانگی خاصی دارد، برای خانوادهاش ایثار میکند. او فاصلهٔ سنی زیادی با شوهرش دارد و بهشدت دلنگران خانه و همسر و فرزندانش است …
هوشنگ شرافت، معلمی سرشناس و شرافتمند است که در تنگنای مالی قرار دارد و این مسئله بر خانوادهاش تأثیر بهسزایی گذاشتهاست. هوشنگ مادری مریض دارد که توان خرید داروهایش را ندارد و روزی یکی از دانشآموزانش بهنام هوشمند کامروا به او ۳ تراول ۵۰ هزار تومانی میدهد و شرایط خرید داروها را پیدا میکند، اما میفهمد که تراولها تقلبی بوده و برای خرید داروهایش مجبور به خرج آنها میشود. در همان حین، با پدر هوشمند یعنی، کامران کامروا، که فردی بسیار پولدار است، آشنا میشود و ارتباطاتی با او پیدا میکند که باعث میشود شریف بودن را کنار بگذارد و ناخواسته ثروتی بادآورده میآورد و درگیر یک زندگی جنایی میشود.
رامین کاتبی نویسنده است و همچنین در شرکت دایی خود هم کار میکند با این حال کتاب های او چندان جالب نبود و به فروش نرفت.شهرام فرعی که این وضع رامین را دید فکری به ذهنش رسید تا بتواند صدای دل مردم را بشنود و کتابی در این باره بنویسد...