انتقام 1387
حرفهای بهرام برادر یک فرد متمول به نام بهادر در مورد بالا کشیدن حق الارثش هیچ تاثیری در وی نمی گذارد، این در حالی است که ...
حرفهای بهرام برادر یک فرد متمول به نام بهادر در مورد بالا کشیدن حق الارثش هیچ تاثیری در وی نمی گذارد، این در حالی است که ...
این فیلم روایت زندگی دو خانواده است که با تدوین موازی پیش می رود.از یک سو، خانواده شخصیت اصلی داستان، فریبا (با بازی مرضیه خوش تراش)قرار دارد و از سوی دیگر خانواده ماهرخ با بازی ژاله صامتی. این دو خانواده در نقطه ای با هم برخورد می کنند و بر هم تاثیر می گذارند.فریبا دختر جوانی است که اخیرا نامزد کرده است و به دنبال فراهم کردن جهیزیه ازدواجش است. او که پدر ندارد با کار در یک شرکت خدماتی به مادرش در تامین مخارج خانواده و فراهم کردن جهازش کمک می کند.فیلم با روایت موازی زندگی این دو خانواده به مشکلات نسل ها می پردازد و چاره حل مشکلات را فهم و کمک متقابل می داند.
مجید از اهالی به بهانه تعمیر امامزاده بالای روستا، کلی طلا جمع می کند ولی ناپدید می شود و حالا بعد از سال ها پسران مجید به روستا بر می گردند و ....
پوست انداختن داستان دانشمند ایرانی است که در زمینه سلول های بنیادی فعالیت دارد و به اطلاعات و کشفیات جدید علمی دست می یابد .سازمان های جاسوسی غربی در تلاش برای رسیدن به این اطلاعات، به این دانشمند تلقین میکنند که او دچار الزایمر و توهم شده است .از طرف دیگر سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی ایران برای مراقبت از این دانشمند فعالیتهای عوامل بیگانه را زیر نظر گرفته و …
داستان این فیلم دربارهی مسایل اجتماعی و ماورایی می باشد و درمورد آدمهایی می باشند که ظاهر خوب دارند ولی در باطن آنان چیزی دیگری هست و بروز نمیدهند
گِدان یا گِدام واژه بلوچی سیاه چادر است، مسکن اصلی چهار فصل، که عشایر مرزدار بلوچ در فصول ییلاق و قشلاق در محلی که به آن زمستان جاه یا بهارجاه میگویند از آن استفاده میکنند. محوریت داستان گِدان درباره یک گروه فرهنگی از سیستان و بلوچستان است که برای برگزاری نمایشگاهی راهی شمال کشور میشوند و بر حسب اتفاقاتی این گروه در تهران ماندگار شده و با هماهنگی مسئولان در شهر تهران نمایشگاهی برپا میکنند.
سریال «ارتش سری»، یک بازی گروهی استدلالی و استنتاجی است که داستان فرضی آن برگرفته از سریال پرطرفداری است به همین نام با موضوع وقایع جنگ جهانی دوم: نبردی میان پارتیزان ها و ارتش آلمان نازی برای نجات خلبان ها. داستان این سناریو از این قرار است: در خلال جنگجهانی دوم، ده نفر از بازیگران در نقش های متفاوت پارتیزان ، سرهنگ کسلر ، گشتاپو، خلبان، راینهارد و .... در کافه کاندید واقع در بلژیک ۱۹۴۵ جمع می شوند تا یک بازی واقعی و رئال را انجام دهند.