برچسب رئیس سازمان انرژی اتمی

تناقضات معمار تحریم‌ها/ وقتی «ریچارد نفیو» آشکارا دروغ می‌گوید + مصادیق

هرچند کتاب «هنر تحریم‌ها» دشمنی رژیم آمریکا با ملت ایران را اثبات می‌کند، اما در اثنای این کتاب به مواردی بر می‌خوریم که کاملا دروغ بوده و در تناقض آشکار با اصل «رعایت امانت» در نقل مطلب است. موضوع زمانی روشن می‌شود که آن را با کتاب «گذری در تاریخ؛ خاطرات علی‌اکبر صالحی» تطبیق دهیم.

جلسه‌ای که در آن موضوع «تبادل سوخت» مطرح شد/ خشم ترکیه و برزیل از آمریکا

در جلسه‌ای خدمت حضرت آقا با حضور سران سه قوه، جناب آقای متکی وزیر امور خارجه وقت، جناب آقای محمدی گلپایگانی، جناب آقای سیدعلی‌اصغر حجازی و جناب آقای سعید جلیلی موضوع تبادل سوخت مطرح شد.

او را پروفسور صدا می‌کردم؛ به من می‌گفت: علی! اسم من مایکل است

معمولا آمریکایی‌ها یکدیگر را به اسم کوچک صدا می‌زنند، ولی من او را پروفسور صدا می‌کردم. به من می‌گفت: علی! اسم من مایکل است، خواهش می‌کنم مرا مایکل صدا بزن. گفتم: ببین! پروفسور! این یک درخواست را از من نکنید؛ هرگز نمی‌توانم شما را غیر از این صدا بزنم.

اعلام غنی‌سازی ۲۰ درصدی/ اگر غربی‌ها با ما قرارداد می‌بستند…

اگر غربی‌ها با ما قرارداد می‌بستند دو سال و نیم وقت می‌خواستند تا به ما ۲۰ درصد را به‌ صورت ساخته شده تحویل بدهند، ولی ما در فاصله حدود ۲ سال به همت دانشمندان کشور خودمان توانستیم ۲۰ درصد را تولید کنیم. اواخر سال ۱۳۹۰ بود که ۲۰ درصد تولید داخل به کارگرفته شد.

این نمایندگان چه حوصله‌ای دارند! صبح تا شب روی یک صندلی می‌نشینند و حرف می‌زنند

من اصلا نمایندگی مجلس را بلد نیستم، من هر زمان که مجلس می‌روم پیش خودم می‌گویم که این نمایندگان چه حوصله‌ای دارند! صبح تا شب روی یک صندلی می‌نشینند و حرف می‌زنند و من اصلا این کار را بلد نیستم.

استفاده ظریف از کلمه «بن بست» در کمیته راهبردی/ پیشنهاد لاریجانی و تائید ولایتی

تقریبا بهمن ۱۳۹۳ بود که وزیر محترم امور خارجه پس از بازگشت از مونیخ در جلسه‌ای با حضور مقامات عالی رتبه نظام، گزارش دادند که با بن‌بست جدی در مذاکرات مواجه شده‌ایم و نمی‌توانیم پیش برویم و در این شرایط من هیچ کاری نمی‌توانم بکنم.

صحبت خصوصی مونیز؛ قبول دارم که پیشنهاد ما از نظر اجرایی مشکلات فراوانی دارد

مونیز یک دفعه سکوت کرد و بعد از لحظاتی گفت: جلسه را متوقف کنیم. سپس او در یک صحبت خصوصی دو نفره به بنده گفت: آقای صالحی! من قبول دارم که پیشنهاد ما از نظر اجرایی مشکلات فراوانی دارد. گفتم: پس این پیشنهاد را کنار بگذاریم و سراغ پیشنهاد دیگری برویم.

شهادتین در کلینیک/ دکتر‌ها می‌گفتند این اتفاق که برای شما افتاد رفتنی بودی

اما زمانی که از خودرو پیاده شدم تا وارد کلینیک شوم مطلبی به من الهام شد. مثل اینکه کسی به من گفت: برای ورود به کلینیک خیلی با اطمینان قدم برندار ممکن است زنده بیرون نیایی. در همان لحظه شهادتین را به آرامی بر زبان جاری ساختم و سپس وارد کلینیک شدم.