طوبی 1403
طوبی پیرزنی شیعه و ایرانی الاصل و اهل بصره، که بعد از سالها بیخبری از فرزند مفقودالاثرش حسن، تصمیم میگیرد پای پیاده به کربلا برود و از امامحسین (ع) کسب تکلیف کند.
طوبی پیرزنی شیعه و ایرانی الاصل و اهل بصره، که بعد از سالها بیخبری از فرزند مفقودالاثرش حسن، تصمیم میگیرد پای پیاده به کربلا برود و از امامحسین (ع) کسب تکلیف کند.
هنگامه برای نجات جان برادرش نیاز به پول دارد. او برای آماده کردن این پول دست به خطر بزرگی میزند و…
بهمن مردانی برای کشف راز آنچه بیست و پنج سال قبل باعث فرار او به خارج از کشور شده بود به ایران باز می گردد ، خانواده رشید فرشباف استاد مشهور طراحی فرش را در موقعیت تازه ای قرار می دهد، موقعیتی بسیار عجیب...
کاوه (هومن سیدی) نابغه علوم کامپیوتری به همراه خواهر ( هانیه توسلی) و شوهرخواهرش ( مصطفی زمانی) تحت شرایط خاصی حساب بانکی یک رانت خوار به نام محتشم ( سام قریبیان) را هک میکنند. محتشم برای بازگشت پولش به روشهای غیرقانونی رو میآورد، اما این پول هنگفت در اختیار هفت جوان قرار میگیرد و مشکلات عدیدهای را برای آنها به وجود میآورد.
ماجراي دو دزد پير و کهنه کار است که پس از سالها از زندان آزاد ميشوند و براي دريافت سهم خود از آخرين دزدي که انجام داده بودند به سراغ زني که با آنها همدست بوده، مي روند. اما زن پولها را براي بازي در يک فيلم هزينه کرده و پيرمردها عليرغم ميل دوباره مجبور به دزدي ميشوند. دزدي اين دو در حالي صورت مي گيرد که شرايط تغيير کرده و ابزارهاي الکترونيک مانع موفقيت آنها در دزدي ميشوند.
شیرین هشتساله، مورد آزار جنسی مردی از نزدیکان قرار میگیرد. آنچه این زخم را عمیقتر میکند و واقعه را به فاجعه ختم میسازد، این است که دخترک هیچکس را نمییابد تا دردش را با او در میان بگذارد و حرفش را باور کنند.
شیرین در بزرگسالی بعد از دو نامزدی ناموفق حالا واقعاً عاشق شده اما وقتی میخواست با او ازدواج کند مردی را میبیند که میخواهد به دختر کوچکی تجاوز کند که شیرین دختر کوچک را فراری میدهد و آن مرد را به قتل میرساند و در آخر به دلیل پیدا نکردن ولی دم و شواهد کافی مبنا بر حرف هایش اعدام میشود.
داستان فيلم درباره دختري است كه در زندگي خود با آدم هاي مختلفي برخورد مي كند و هر يك از اين آدم ها برداشت خاص خود را نسبت به او دارند.
داستان این فیلم در مورد دختری است به نام ریحانه( آرمیتا مرادی )که می خواست فردا امتحان بدهد. شب در خواب می بیند که معلمشان تصادف میکند. او از خواب می پرد و روز بعد موقع امتحان معلمشان خانم همتی سر کلاس نیامد و ریحانه ناراحت پیش خانم مدیر میرود و قضیه خواب با جزئیات کامل را می گوید و آنها وقتی با خانه میترا همتی تماس میگیرند معلوم میشود که همه جریانات درست است. ولی اثری از خانم همتی پیدا نمیکنند ولی وقتی دوباره ریحانه به خواب میرود دوباره ادامه خواب را می بیند که خانم همتی تصادف نکرده ولی با پیرزنی برخورد میکند و پای پیرزن مجروح میشود و مجبور میشود که وسایل پیرزن را به همراهش تا خانهشان ببرد. پیرزن در آپارتمانی زندگی میکرد که نگهبان آن دختری داشت که ناقص بود و مدرسه خانم همتی آن را قبول نمیکرد و آن دختر را بیرون کرده بودند. دختر از آنها خیلی ناراحت بود. موقعی که خانم همتی وسایل پیرزن را تحویل داد و خواست برگردد آن پلههای سقوط میکند و به طبقه همکف می افتد و بیهوش میشود و آن دختر ناقص او را می برد و می بینند. از طرفی ریحانه با پلیس همکاری میکرد و به خواب می رفت و از ادامه ماجرا با خبر می شد. در پایان خانم همتی که دید دختر آن را بسته و بسیار از آنها ناراحت است وقتی دختر او را آزاد کرد او برگشت و به دختر درس داد.