برچسب دلهره آور

مرزهای بی پایان 1401

احمد یک معلم تبعیدی است که در یک روستای فقیرنشین کوچک با قومیت بلوچ در امتداد مرز ایران با افغانستان زندگی می کند. او با خانواده ای از پناهندگان غیرقانونی هزاره آشنا می شود که از خطر فوری به قدرت رسیدن طالبان می گریزند. اندکی بعد احمد متوجه می شود که تعصبات بر همه زندگی آنها دیکته میشود و دیدگاه او در مورد درست و نادرست به شدت تغییر می کند.

قلب یخی (فصل سوم) 1391

در پایان یک شب پرماجرا، آتیلا (رئیس یک باند) از بالای یکی از ساختمانهای تهران به پایین پرتاب شده و به قتل میرسد. شاهرخ (باستانشناس معروف) به جرم قتل آتیلا دستگیر شده و با حامد هم سلولی میشود، که به خاطر قتل همسر باردارش به اعدام محکوم شده است. سایه دختر شاهرخ به مهران میپیوندد تا نام پدرش را از این اتهام پاک کند…

بی رویا 1399

داستان فیلم درباره زنی به نام رویا است که دختری را به خانه خودش و بابک می‌آورد، او و بابک قصد مهاجرت دارند و این دختر که هیچ حرفی نمی‌زند و زیر باران در خیابان بوده، حالا مهمان تازه خانه آنهاست. رویا می‌خواهد پدر و مادر این دختر را پیدا کند و سعی می‌کند به دنبال والدین او بگردد اما دائم به بن بست می‌خورد. با گذشت زمان اما به نظر می‌رسد که این دختر می‌خواهد هویت رویا را بدزدد، او خودش را رویا می‌نامد و بابک و هم این دختر را همسرش می‌داند. رویا معنی این چیزها را نمی‌فهمد و وقتی از دوستانش هم پیگیری می‌کند می‌فهمد که آنها هم معتقدند که او رویا نیست و این مساله او را به شدت گیج می‌کند…

دربند 1391

دانشجوي شهرستاني به نام مريم در يکي از دانشگاه‌هاي تهران ثبت نام مي کند، اما به دليل کمبود جا در خوابگاه با دختر ديگري که دانشجو نيست هم‌خانه مي‌شود و اين آغاز ماجراهايي در فيلم است...

آدمکش 1388

حمید زاهدی یکی از دوستان قدیمی مازیار معافی (روانشناس) بعد از دو سال نزد او می رود و از او درخواست می کند که نامزدش (رویا) را که به اتهام قتل برادرشوهرش دستگیر شده مجنون و روانی جلوه داده تا دادگاه در مجازات او تخفیف قائل شود و...

پرویز 1391

پرويز مردي ست پنجاه ساله که هميشه با پدرش در شهرکي آرام زندگي کرده. وقتي پدر پرويز، که تصميم به ازدواج گرفته از او مي خواهد خانه را ترک کند، پرويز ناگهان خود را در جهاني جديد و بيگانه مي يابد. او تصميم مي گيرد به پدر و اهالي شهرک نشان دهد که نمي توانند به اين آساني او را از زندگي شان حذف کنند.

دیدن این فیلم جرم است 1397

داستان این فیلم درباره سید امیر موسوی، متولد مردادماه 1369 فرزند شهید و فرمانده پایگاه بسیجی است که نام پدر شهیدش بر آن ثبت شده است. همسر او در خیابان، مورد تعرض مردی قرار می‌گیرد که از قضا، متنفذ و دارای تابعیت یکی از کشورهای اروپایی است. ضربه‌های مرد، فرزند امیر و هانیه را می کشد و این، آغاز ماجرای فیلم است.