نگاهی به کتاب «زندگی خوب بود»؛ وقتی درد، عقبنشینی نمیشناخت
سردخانه بیمارستان پر شده بود از دست و پاهای قطعشده؛ بستههای سیاهی که تا چند دقیقه قبل جان داشتند. روی هر بسته مشخصات مجروح و عضو قطعشده نوشته شده بود.
سردخانه بیمارستان پر شده بود از دست و پاهای قطعشده؛ بستههای سیاهی که تا چند دقیقه قبل جان داشتند. روی هر بسته مشخصات مجروح و عضو قطعشده نوشته شده بود.
کتاب «قاف اقیانوس» تالیف محمدرضا شرفی خبوشان، روایتی از سفر ناوگروه ۸۶ نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به دور دنیا توسط نشر معارف منتشر شده است.
محمدامین دفترش را باز کرد و نوشت: گاهی یک زخم مسیر زندگی را عوض میکند. گاهی یک درد، چراغی میشود برای سالها راه رفتن در تاریکی.
پس از ورود به دانشگاه و آشنایی با تعدادی دانشجوی مسلمان و مبارز، جدیتر از گذشته وارد جریانهای سیاسی شد و خیلی سریع نسبت به مسائل سیاسی داخلی اطلاعات کسب کرد و رژیم شاه را رژیمی فاسد و ظالم یافت و از این رو، مصممتر از پیش، وارد مبارزات سیاسی شد.
اگر چه خانوادهاش از لحاظ مالی غنی نبودند، اما ایمان به خداوند متعال زندگی را بر آنان سهل و آسان نمود. غلامرضا که تشنه آموختن بود، در سن 7 سالگی به مدرسه رفت و با موفقیتی کامل در مدتی کوتاه، مدرک دیپلم خود را گرفت.
او عاشق مخلص مسجد بود و رابطه ای دیرینه با این عبادتگاه مسلمین و سنگر محکم دین داشت بطوریکه بر سر زبانها مسجد خانه ایشان معرفی شده بود.هیچوقت از فعالیتهای خود دست بر نمی داشت از همان ابتدا با یک سری کلاسهای آموزشی رو خوانی قرآن و کلاسهای عقیدتی آغاز گردید و تا به کلاسهای ترجمه و تفسیر قرآن بطول انجامید.
حسین عزیز مثل این که برای کار و فعالیت ساخته شده بود در هر کجا کار سخت و مشکلی که خدمت به جامعه محسوب میشد حضور داشت در جلسات شورای مرکزی جهاد برنامهریزی سمینارهای جهاد از ساعت 6 تا 10 شب مشغول کار بود.
شهید زینالدین در زمان مسئولیت خود در واحد اطلاعات (که همزمان با غائله خلق مسلمان و توطئههای پیچیده ضدانقلاب در شهر خونین و قیام قم بود) با ابراز نقش فعال خود و با برخورداری از بینش عمیق سیاسی، در خنثی کردن حرکتهای انحرافی و ضدانقلابی گروهکهای آمریکایی نقش به سزایی داشت.