برچسب دفاع مقدس

واحد پشتیبانی و مهمات؛ واحدی اثرگذار اما گمنام!

قدرت توکل و ایمان بچه‌های ما کنار مدیریت نظامی آن‌ها در طراحی و اجرای عملیات در کنار تجهیزات نظامی چنان ترکیب دوست‌داشتنی شد که تنها برنده این نبرد نابرابر، نبردی که هیچ‌گاه، هیچ تجاوزی از سمت ما به کشور عراق انجام نشد، بچه‌های ما بودند.

روزی که عراق زاغه مهمات لشکر امام‌حسین(ع) را بمباران کرد

علیرضا آن روز و موقع بمباران زاغه مهمات، دویده بود سمت ساختمانی که دم درب ورودی شهرک قرار داشت تا با تلفنی که کنار پنجره ساختمان بود، بی‌سیم بزند و به فرماندهی اطلاع بدهد که دارند زاغه‌ها را می‌زنند.

گردان نانواها!

در دوران جنگ، مسئله تغذیه نیروها به‌خصوص تأمین نان، اهمیت زیادی داشت. آشپزخانه ممکن بود دو وعده یا یک وعده باشد؛ ولی لشکر هر سه وعده به نان نیاز داشت.

تا پای مرگ!

«کردستان» و ناآرامی‌هایش نقطه شروع پروازهای نظامی و عملیاتی‌اش است و «بصره» نقطه پایان آن؛ درست وقتی که عراقی‌ها در حین «عملیات رمضان» او را در آسمان می‌زنند، هلی‌کوپترش آتش می‌گیرد و خودش هم تا پای مرگ می‌رود!

صدمتری عراقی‌ها روضه خواندم!

روایت حاج مهدی منصوری، مداح و رزمنده هشت سال دفاع‌مقدس، از آن روزها و آن سال‌ها اگرچه روایت عشق و عاشقی است، اما این روایت آنجا دلنشین‌تر می‌شود که از محرم و دلدادگی رزمندگان به امام‌حسین(ع) می‌گوید.

اگر عشق حسین(ع) نبود…!

عشق امام‌حسین(ع)با رزمندگان ما کاری کرد که خوب بفهمند کربلا یعنی چه! عاشورا یعنی چه! حسین یعنی چه! بیهوده نیست اگر بگوییم «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» در جبهه‌های ما محقق شد.

به حرمت نام حسین(ع)!

همه ما را یک اسم به هم وصل می‌کند. همه‌مان به حرمت و عزت یک اسم مثل حلقه‌های یک زنجیر به هم وصل شده‌ایم، به حرمت نام اباعبدالله‌الحسین(ع)…!