برچسب دفاع مقدس

«صادق تانکی» سوار بر تانک خودش شهید شد

یکی از همرزمان پدرم می‌گفت: «وقتی برای ساخت تکیه شهدا موزاییک لازم داشتیم، پولی در بساط نداشتیم که موزاییک بخریم. ناگهان شهید صالحی یک وانت پر از موزاییک آورد تا برای ساخت تکیه از آن استفاده کنیم. به او گفتیم پول خرید موزاییک‌ها را از کجا آوردی؟ صادق در جواب گفت: چند تکه وسیله خانه‌ام را فروختم تا توانستم پول خرید موزاییک را جور کنم.»

فرمانده گردان «یازهرا» با پای برهنه به نیروهایش سرکشی می‌کرد

شهید محمدرضا تورجی‌زاده، فرمانده گردان یازهرا (س) رزمنده‌ای با روحیات معنوی بود. وی مداحی اهل‌بیت را می‌کرد و ارادت خاصی به حضرت زهرا (س) داشت. حاج امرالله تقیان از همرزمان تورجی‌زاده، شاهد نحوه مجروحیت و شهادت او بود و خاطراتی از شهید بزرگوار دارد که پیش رو دارید

پیکرش ۱۳ روز در آب و زیر آتش دشمن بود

 شهید علی حسین عسکری متولد سال ۱۳۳۳ در روستای دقوق آباد (نوق) از توابع شهرستان رفسنجان استان کرمان بود. او فرزند پنجم خانواده بود. من و برادرم هم مدرسه‌ای بودیم. در آن زمان محرومیت زیاد بود و مدرسه‌ها دیر تشکیل شدند. او شاگرد اول مدرسه و در هر درسی اولین نفر بود. استعدادش در هر رشته‌ای از همه برادر‌ها بالاتر بود. 

مقابله با تهاجم دشمن جهاد تبیین است

در سالروز بیعت تاریخی همافران نیروی هوایی با امام خمینی(ره)، مقام معظم رهبری با فرماندهان نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش دیدار کردند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار،  تصریح کردند: امروز نیز محاسبات آمریکایی‌ها غلط از آب درآمده و در حال ضربه خوردن از جایی هستند که قبلا تصورش را نمی‌کردند که آن هم از طرف رؤسای جمهور خودشان است. رئیس‌جمهور قبلی و فعلی آمریکا با اقدامات خود عملا دست به دست هم داده‌اند که باقی‌مانده آبروی آمریکا را هم ببرند و دارند می‌برند.

روز‌هایی که رزمندگان فرشته نجات مردم حلبچه شدند

یکی از نکات بارز عملیات والفجر ۱۰، حملات دشمن به مردم خودش در استان سلیمانیه بود. از آنجا که بعثی‌ها نسبت به کرد‌های عراق به چشم کسانی نگاه می‌کردند که با ایران همکاری دارند، لذا در حالی که هنوز هیچ نیروی ایرانی وارد شهر حلبچه نشده بود، به شکل وحشیانه‌ای این شهر و روستا‌های اطرافش را بمباران شیمیایی کردند

راز فرمانده گردان حمزه در خاک‌های طلائیه سر به مهر ماند!

هواپیما‌های دشمن آنقدر در سطح پایین پرواز می‌کردند که به قول آقا فاضل پیچ‌های بدنه هواپیما مشخص بود. بر اثر این بمباران شدید، گردان تقریباً متلاشی شد. از شهدایی که نامشان در خاطرم هست ابراهیم حسامی، هاشم کلهر، حسین محمدی، رضا هاشمی و ابوالفضل شفیعی که همه پاسدار بودند به شهادت رسیدند. سه شهید اول که نام‌شان را بردم، پیکرشان متلاشی شد

فرمانده‌ای که همیشه در خط مقدم بود

اکبر زجاجی روز ۴ خرداد ۱۳۳۸ در شهر کاشان متولد شد. او دوره ابتدایی را در دبستان شهید جهانی و سوزنچی این شهر گذراند. در سال ۱۳۵۰ نیز در دبیرستان، مشغول تحصیل شد. سپس به هنرستان نساجی کاشان رفت و بعد از هنرستان، وارد انستیتو فناوری اصفهان شد. ورود او به انستیتو اصفهان با اولین جرقه‌های حرکت‌های انقلابی هم‌زمان شد. 

آخرین نامه محمد بوی شهادت می‌داد

همسرم تعریف می‌کرد: همه جا با محمد بودم و یک روز دیدم محمد بعد از مرخصی آموزشی که به منزل آمده بود، حالش خیلی بد است. به او گفتم بیا برویم دکتر، ولی از دکتر رفتن طفره می‌رفت. چون آن روز محمد روزه بود، برای اینکه روزه‌اش باطل نشود حاضر بود درد را تحمل کند، ولی دکتر نرود