برچسب داوود فتحعلی بیگی

کتاب قانون 1387

مهندس رحمان توانا، كارمند عاليرتبه ي دولتي، در مأموريتي خارج از كشور، به يك دختر زيباي مسيحي دل مي بندد. پس از ماجراهايي، سرانجام دختر به دين اسلام مشرف مي شود و به همراه رحمان به ايران باز مي گردد. اما بازگشتش آغازگر ماجراهايي تازه است. از آنجا كه او به اختيار خود و با آگاهي كامل به اسلام گرويده، چالش جدي ميان او و كساني كه از طريق شناسنامه مسلمان هستند در مي گيرد. اختلافاتي ميان او و رحمان، خانواده رحمان، همكاران او و همه ي كساني كه مناسبات و احكام شرع را در رفتار و گفتارشان رعايت نمي كند. بتدريج ادامه ي اين اختلافات، گسترده تر مي شود تا جايي كه نومسلمان قصه ي ما، تصميم به ترك ايران و گسستن از همسرش مي گيرد. اما وقوع يك فاجعه ملي (زلزله بم) شناخت تازه اي از يك ملت به او مي دهد. كساني كه با همه ي ضعفهاي كوچك و ناچيزشان، در وقت خطر، حماسه آفرين مي شوند و معناي تازه اي از اتحاد و انسجام را به نمايش مي گذارند.

یک خانواده محترم 1390

جوانی تحصیل کرده (آرش با بازی بابک حمیدیان) از پاریس به نزد مادرش که تنها در شیراز زندگی می‌کند بازمی‌گردد. این بازگشت برای او یادآور خاطرات دردناک دوران کودکی (دوران جنگ ایران و عراق) و خشونتی است که پدرش در حق او، برادر بزرگترش (که در جبهه شهید شده) و مادرش روا داشته‌است.

اینجا شهر دیگری است 1390

داستان زمان پس از ضربت خوردن حضرت علي عليه‌السّلام را روايت مي‌کند و ظلم‌هايي که به ايشان از سوي افراد مختلف روا شده در فيلم ديده مي‌شود. فيلم يک شب پس از ضربت خوردن حضرت‌علي تا زمان شهادت را به تصوير خواهد کشيد و قصه در مدت زمان 24 ساعت مي‌گذرد. داستان حول محور چهار شخصيت اصلي مي‌گذرد.

آلزایمر 1389

بیست سال پیش، همسر آسیه در تصادف رانندگی جان خود را از دست داده و البته سوختگی باعث شده که نتوانند او را شناسایی کنند. آسیه که مرگ همسرش را باور نکرده، همچنان بعد از بیست سال در تلاش است تا او را پیدا کند برای همین روی خوشی به آقا نعیم، برادر همسرش، نشان نمی دهد تا اینکه ناگهان سر و کله ی مرد نیمه دیوانه ای پیدا می شود که ادعا می کند همسر آسیه است …

ناردون 1394

شکور زمین‌گیر و در آستانه مرگ است. اما هر بار در آستانه جان‌به‌عزراییل‌دادن، منصرف می‌شود چرا که در روستای محل اقامت او دیگر جایی برای دفن شدن مردگان وجود ندارد و ‌شکور از «بی‌قبری» می‌ترسد. مشکل وقتی حادتر می‌شود که روستای بالادست هم اجازه خاک‌کردن مردگان روستای پایین‌دست را نمی‌دهد. تنها کسی که می‌تواند مردگان را در زمین خود دفن کند شیرمرد، ثروتمند روستاست که وقتی فضا را مساعد درآوردن پول می‌بیند، با انواع و اقسام کلک‌ها می‌خواهد قیمت زمینش را بالاتر ببرد. پیگیری‌های فاضل پسر شکور برای پیدا کردن محل دفنی مناسب برای پدر هم بی‌نتیجه می‌ماند. فاضل از یک سو درگیر پیدا کردن قبر است و از سوی دیگر وقتی متوجه می‌شود عشق قدیمی‌اش خاطره به روستا برگشته و پیش مادرش زندگی می‌کند، دچار غلیان احساسات می‌شود. وقتی هم که شکور در آستانه احتضاری دیگر، تصمیم می‌گیرد از گل‌بانو، مادر خاطره حلالیت بطلبد، ماجرا به مسیر عشق و عاشقی می‌افتد …

خاطره 1388

زني نويسنده پس از ازدواج دوم خود، با مشكلاتي روبرو مي شود. او سعي دارد رابطه فرزند و همسر دومش را بهبود بخشد اما اين رابطه براي كودك آزاردهنده است و دشواري هاي زيادي برايش ايجاد مي كند.

شیش و بش 1389

این فیلم داستانی است در مورد دو رفیق که تجربه به زندان افتادن آن دو به نفع شان شد. این دو رفیق هنگام آزاد شدن از زندان از یک پیرمرد نقشهٔ گنجی را دریافت کردند. نقشه گنج در مورد ۳ یاقوت بود که دست ۳ نفر بود و یک تاج که در کنار هم ارزش پیدا می‌کردند…